خودآموز آواز ایرانی کلاس آنلاین تماس
آواز بعدی
آواز قبلی


Balatarin
آواز امروز

خون جنون

mp3   real
دسته بندی آوازها








بر اساس مایه و مقام
شعر آواز

اندیشه ای که در دل من داشت ریشه ای
عکسی ز کوه بود و صدایی ز تیشه ای
زاندم که رفتی از سر این خانمان تنگ
نام تو گاه گاهی و عشقت همیشه ای
چندی تو را سراغ گرفتم ز این و آن
هر جا که بود لانه شیری به بیشه ای
گفتند عاشقان که چه پرسی نشان دوست
جامی به ساغری شد و خونی به شیشه ای
زنهار این خبر تو نگویی به مادرش
پیغام سنگ را چه رسانی به شیشه ای
دژخیم روزگار جفا پیشه بین مرا
نیشی به استخوان زد و زهری به ریشه ای
دیوانگی من چه گران آیدت به چشم
هر کس در این زمانه گرفته است پیشه ای
این شعر نیست خون جنون است در رگم
باقی دگر ز قالب و مضمون کلیشه ای

(مهران)

موسیقی آواز

آوازی در بیات ترک فا. گوشه های درآمد ، دوگاه ، جامه دران ، نیشابورک ، فیلی و شکسته ، دلکش و قرچه ، رضوی و نهایتا تبدیل به اکناو درآمد و فرود.

حرف و سخن

گمان نمی کنم در جامعه ایران کسی باشد که نزدیکان درجه یک یا درجه دو او اسیر ماشین کشتار سیاسی جمهوری اسلامی نشده باشد. اگر پدر و مادر یا خواهر برادر ما اعدام نشده باشند ، پسر خاله ای دختر خاله ایی یا کمی دورتر و نزدیکتر به زیر تیغ اعدام این حکومت رفته اند. مهران عزیز در این شعر به طور خلاصه آنچه بر خودش رفته و بر خانواده ها ی دیگر رفته است را به تصویر کشیده است.

اینکه ملت ایران مرتکب چه خطایی شده است که باید چنین تاوان آن را بدهد، سوال بزرگی است که همه باید جواب آن را بدهند. بدون شک کسانی که مرتکب این جنایت ها می شوند ، از دل همین اجتماع بیرون آمده اند ، و همین ، قضیه را ترسناک تر می کند.ما در هیچ مقطع تاریخی به یکدیگر رحم نکرده ایم و همین بی رحمی ها به گونه های و حشتناکی تکرار شده اند و در آن صرفا جای قربانی و جلاد عوض شده است و صد البته قربانی ها و جلادان جدیدی اضافه شده اند.

این بیرحمی ها و خشونت ها اکنون جزو لاینفک زندگی ایرانیان شده است. اگر به صورت دعواهای خیابانی ظهور پیدا نکند ، به صورت کودک آزاری ظهور پیدا می کند. اگر به صورت دزدی مسلحانه ظهور پیدا نکد ، به صورت بد رفتاری با مریض بی پول ظهور پیدا می کند. اگر به صورت تجاوز به عنف ظهور پیدا نکند ، به صورت قتل ناموسی ظهور پیدا می کند. اگر به صورت بهره کشی از زیر دستان بروز پیدا نکند ، به صورت ضربه زدن به بالادستی ها ظهور پیدا می کند

از لحن گفتگوی ایرانیان در فضاهای مجازی معلوم می شود که چقدر آدم ناراحت و عصبانی وجود دارد که با کمترین بهانه به جان هموطن خود می افتند و آنچنان می زنند تا طرف را نابود کنند. همه گویی فهرستی از کسانی که خون آنها مباح است در جیب دارند و در فرصت لازم خون آنها را به صورت حقیقی یا مجازی می ریزند.

راستی چه باید کرد با این حجم انبوه نفرت و خشونت و انتقام درون جامعه؟ نمونه همین تنش هاست که داستان لیبی و سوریه را پدید آورده است و قبل از آن عراق را که عده ای به راحتی آب خوردن هموطنان خود را بکشند برای اینکه تحمل جبهه مقابل یا فرقه مقابل یا قبیله مقابل را ندارند.

بعضی ها گمان می کنند با دخالت خارجی و سرنگون کردن حکومت قضیه بسادگی حل می شود در حالی که به نظر می رسد این کار، تازه به عمق کینه توزی ها می افزاید و کینه های جدید می آفریند چنانکه در اطراف و اکناف خود دیده ایم.

برای رسیدن به خشونت کمتر در اجتماع ، باید ابتدا ریشه خشونت را در ذهن خود خشکاند ، لیست کشتنی ها را به دور افکند ، لیست انتقام گرفتنی ها را پاره کرد ، به مرگ و بیماری کسی رضا نداد ، دست از نفرین و دشمنی برداشت ، و به حذف و نابودی کسی نیاندیشید ، آنگاه با یک ذهن صلح جو وارد میدان شد و به درون کانون های خشونت نفوذ کرد و آنها را با احتیاط و صبوری از هم پاشاند.

اینکه چگونه می شود به چنین مهمی دست یافت، خود سوال مهمی است که پاسخ آن ساده نیست. اما خوشبختانه در متن جامعه ما ریشه های چنین طرز فکری وجود دارد ، هر چند به صورت جریان های ضعیف و خفیف . باید کاری کرد که این جریان ها قوی شود. مکاتب درویشی ، دوره های عرفانی ، کلاس های یوگا ، مدارس موسیقی ، انجمن های خیریه ، شب های شعر ، جلسات هم اندیشی انسان دوستانه ، همه چیزهایی هستند که به ارتقای چنین فرهنگی کمک می کنند ، در حالی که فرقه بازی های مذهبی ، رقابت های هیاتی ، مجالس خوشگذرانی افراطی ، دوستی های دشمن ساز، و آمیختن با اصحاب قدرت خشن ، فرهنگ خشونت را ریشه دار تر می کنند.

اگر بخواهیم ترتیبی برای رسیدن به یک جامعه بدون خشونت اتخاذ کنیم ، آن ترتیب چنین خواهد بود: دور انداختن خشونت از ذهن ، محو خشونت از رفتار فردی ، تلاش برای زدودن خشونت از ذهن دیگران و نهایتا زدودن خشونت از رفتار دیگران.

اگر خشونت را به یک سو نیفکنیم راهی نداریم به جز پذیرفتن قانون جنگل که هر که پرزور تر و خشن تر، موفق تر. اما واقعیت این است که اگر قانون جنگل برای بشر کار می کرد ، به طور قطع آن را تا الان حفظ کرده بود. پس اگر قرار بر محو زور و خشونت از معادلات انسانی است ، باید از هر وسیله ممکن برای محو آن استفاده کرد.

یکی از بهترین وسایل ممکن برای مبارزه با خشونت فکری و عملی ، بیزاری جستن از موجودات خشونت طلب است ، هر که باشد و در هر مقامی که باشد. چه طالبان باشد که بخواهد فکر منجمد خود را به زور به افغانها تحمیل کند ، چه القاعده که به بهانه مبارزه با آمریکا به کشتار بیگناهان دست بزند ، چه بشار اسد که مردم خود را به بهانه سلفی بودن بکشد ، چه حاکمان جمهوری اسلامی که جوانهای فرهیخته این سرزمین را به داغ و درفش و زندان بکشند ، چه دولت آمریکا که برای مقابله با تروریسم ، عراق را به آتش و خون بکشد ، چه دولت اسراییل که در جواب چند موشک ، شهری را به نابودی بکشد ، و هر کس دیگری که با سلاح زور و خشونت بخواهد خر خود را براند.

به طور خلاصه برای محو خشونت چاره ای نداریم جز :
محو خشونت از ذهن خود
محو خشونت از رفتار خود
تلاش برای محو خشونت از ذهن دیگران
تلاش برای رفع خشونت از رفتار دیگران
مبارزه بی خشونت با اصحاب خشونت

رده: آوازها . بیات ترک . 
۲۴ مهر ۱۳۹۰     October 16, 2011
آواز بعدی   آواز قبلی
نظر شما (۶)
برای شنیدن آوازها به طور پیوسته ، اینجا را کلیک کنید.

وبلاگ دوستان

اگر مایلید از بروز شدن این وبلاگ با ایمیل مطلع شوید، آدرس ایمیلتان را در زیر بنویسید و دکمه ثبت نام را بزنید.