شعر آواز
هر ضربهای که بر در من تیق میکند
خاطر ز پشت پنجره تحقیق میکند
در رگ ، بهار همچو پرستار ، عشق را
از سوزن نگاه تو تزریق میکند
هر ساعتی خوش است تماشای بوستان
لعنت بر آنچه وقت مرا ضیق میکند
گٔل را نگاه کن به کف و سوت و شور و حال
آن عندلیب را ، که چه تشویق میکند
از زخمه ی ترنم باران دل اسیر
از دخمه ی گلو ، هوس جیغ میکند
با جمع گو دلا که به تقسیم تن مده
از ضرب آنکه یکسره تفریق میکند
توقیف را اگرچه که سرلوحه کرده اند
زان بخت گو که کار به توفیق میکند
بر نوبهار مژده بر این را که شاعری
بی وقفه از صفات تو تنسیق** میکند
(مهران)
*مهران ، عنوان شعر خود را "شوخی با قافیه " نهاده بود ولی به نظر من خیلی فراتر از شوخی با قافیه بود، برای همین عنوان آن را عوض کردم
**تنسیق صفات : در فن بدیع عبارتست از ایراد صفات متعدد متوالی برای موصوفی واحد