موسیقی آواز
اجرای شاعر ، مهران عزیز
-----------------------------
دنباله متن پایین:
با چنین نگاهی است که من ، آدمی و آزادی او را در صدر می نشانم ، و آدم غیر آزاد را هنوز آدم کامل نمی شمارم . اگر حرمتی برای ادیان مختلف قائلم و آنها به رسمیت می شناسم به خاطر این است که هر کدام ارمغانی برای بشریت آورده اند و تجربه ای به تجارب بشر افزوده اند و چراغ راه او شده اند . اما همین ادیان ، تجارب تلخی هم آفریده اند و نقاط سیاه و تاریکی در تاریخ بشر ایجاد کرده اند. آنکس که به عبودیت آنها درآمده است خود را در معرض خطر و تاریکی آنها هم گذاشته ، ولی آنکس که آزادانه به آنها نگریسته ، جز روشنی از آنها بر نگرفته است.
من هنوز ایمانم را به بشر از دست نداده ام که بخواهم او را به زنجیر تعبد بکشم. او را آزاد و مختار می خواهم و بزرگترین خدمت به او را نه مقید کردن او به این دستور و آن دستور ، بلکه نشان دادن عاقبت این کار و آن کار می دانم. به جای اینکه دست و پای او را ببندم مبادا که در چاه و چاله بیفتد ، دست و پای او را باز می گذارم ولی چاه و چاله ها را نشانش می دهم.
با آرزوی توفیق برای تو
علی
______________________
محسن
-----------------------------------
علی جان سلام
از اینکه هنوز با هم در ارتباطیم خرسندم .
قبل از اینکه جوابتون را بدم باید بگم که خیلی زود قضاوت کردید ! درباره نظراتت در مورد رابطه من و حکومت باید بگم که سخت در اشتباهی و اینطور نیست که من همانند یک بسیجی تندرو کل اعمال حکومت را قبول داشته باشم و انعطاف هم نداشته باشم و ارزشی برای نظر مردم قائل نباشم و نظر این آقایون را بر نظر مردم ترجیح بدم ، خیر!
کل بحث من اینه که اسلام واقعی از حکومت فعلی جدا است و این طور نیست که هر عملی (اعم از سیاسی یا مذهبی)که توسط این حکومت انجام می شود را اسلامی بدانیم چرا که صدها انتقاد به همین حکومت می باشد که خیلی از این موارد با همین اسلامی که خودشون می گن متعارض است و انسانی نمی باشد چه برسد به اسلامی ! پس فراموش نشود که در مواردی اَعمال و اِعمال نظر حکومت جدای از دین و شریعت اسلام است و این را حتی خود روحانیت قبول دارند و برخی به خاطر اینکه وصله ای به آنها زده نشود سکوت کرده اند و برخی هم امرار معاششان از این طریق گذراندنی است !
بله اگر جایگزینی برای این حکومت باشد که فقط بر مبنای اسلام و انسانیت عمل کند و با سیاست بازی پشت چهره اسلام مخفی نشوند ؛ آن یک حکومت ایده آل می باشد .
اما شما با دیدن این شرایط ، اسلام را به خاطر این افراد به لیبرال و انسان محوری ترجیح می دهید در حالیکه این یک جور لجبازی است .
اینکه هنوز به بحث کردن با شما ادامه می دهم اصلا به این خاطر نیست که بخواهم شما را موعظه کنم بلکه صرفا بخاطر این است که ثابت کنم که اسلام مظلوم واقع شده است . مسلما کارها و تندروی هایی که اوایل انقلاب به اسم اسلام و دین انجام دادند با اسلام و انسانیت مغایرت داشته و این را همه کسانی که کمی خود را از بند حزب گرایی و یا به قول شما فرقه گرایی رهانیده باشند می فهمند .
و اما ....
در مورد سوالات پیرامون قتل ندا همانطور که شما هم قبول دارید سوالات معتبری هستند و می فرمائید که سوالات اصلی را مغفول گذاشتم ! بله اون سوال ها هم بسیار مهم اند ولی چون همه به این فیلم استناد می کنند (حتی پدر و مادر ندا ) آیا می توان با وجود سوالات و اشکالات اساس و واضح به راحتی این صحنه ها را واقعی دانست ؟! علاوه بر این ، نظر پدر و مادر ندا مبنی براینکه سناریو را مضحک می دانند در صورتی صحیح است که در محل حادثه حضور داشتند نه اینکه در محل حادثه نبوده اند و مثل بقیه – بدون در نظر گرفتن سوالات اساسی و معتبر – به همین فیلم استناد می کنند . شما در این قضیه احساساتتان بر عقلتان غلبه کرده و هر چه هم با هم صحبت کنیم باز هم شما می گوئید که من حرف های بسیج و نیروی انتظامی را چشم بسته و کورکورانه قبول دارم در حالیکه من چون حقوق می خونم و با پرونده ها آشنا هستم از لحاظ قضائی و جنائی به این قضیه نگاه می کنم ولی شما مدام بنده را متهم به طرفداری کورکورانه از حکومت می کنید یا می گوئید حاضر می شوید انگشت اتهام را به سوی همه کسان دیگر نشانه بروید! آیا این انصاف است ؟ آیا با انسان محوریتان موافقت دارد؟ در حالیکه این شما هستید که از دلایل مشهود می گذرید و احساساتتان را در این قضیه دخیل داده و با عقده ای که از دست این حکومت دارید بحث را احساسی می کنید . البته می توان به مردم عادی حق داد که با داشتن عقده از حکومت بحث را احساسی کنند و به قول معروف کیلوئی حرف بزنند اما شما چرا ؟ شمایی که با مبانی استدلال و منطق آشنا هستید ! شمایی با بازی سیاست آشنا هستید دیگر چرا ؟
من دقیقا با نظر شما موافقم که اگر قرار باشد دینی جلوی بی بند وباری را بگیرد ، با زور موفق به آن نخواهد شد ! ولی مصداقی که می آورید ربطی به مدعایتان ندارد چرا که شما از میان این همه کشورهای لیبرالی فقط کانادا را نام می برید اما از طرف دیگر ایتالیا و آلمان و حتی ترکیه را فراموش می کنید که چه آمار بالایی از بی بند و باری را یدک می کشند ! بله اگر وضعیت تمام و یا اکثریت کشورهای لیبرالی همانند کانادا بود می توان مدعای شما را قبول کرد . البته باید یک چیز دیگر را هم مد نظر گرفت و اون هم تعریف و مصادیق جرم است یعنی بسیاری اعمالی که در دین ما جرم است و برای آن مجازات مشخص شده است در بسیاری از این کشورها جرم نمی باشد و مسلما کمی آمار جرایم بالا و پائین می شود . مثلا روسپی گری در برخی از این کشورها آزاد است ولی در دین ما آزاد نمی باشد و مثلا اگر کسی خواست غریزه شهوتش را ارضاء کند خیلی راحت می تواند و در نتیجه آمار زنا پائین می آید ! یا مثلا همجنس بازی ! یعنی با مجاز کردن یک جرمی ، جرائم دیگر کاهش می یابد . در حالیکه در فرض فوق در اسلام عقد موقت پیش بینی شده البته بماند که امروزه اگر کسی صیغه کرد در پیش مردم از یک فرد زناکار بدتر است ! یا مثلا جرم ربا اصلا در این کشورها موضوعیت ندارد و ... .
ببینید من دقیقا نظر شما را دارم که : در هیچ کجای تاریخ نمی توان شاهدی پیدا کرد که سخت گیری بر دنیای مردم به خاطر آخرت و معنویت جواب داده باشد ، و در آینده هم هرگز جواب نخواهد داد. در تائید حرف شما باید بگم که مثلا رضاخان نتوانست به زور حجاب از سر زنان ایرانی بر دارد در مقابل هم گرو ه های تندرو نتوانستند از بی حجابی یا بد حجابی زنان جلوگیری کنند .
درمورد حقوق بشر باید بگم که علت اینکه بنده با آن درگیرم بخاطر این است که بر اساس فردگرائی و انسان محوری بنا شده است نه به خاطر اینکه موقع نوشتن آن با ما مشورت نشده !!
فرمودید که ادعای بنده این است که به مدد عقل و تحقیق به حقیقت رسیده ام و دیگران هم اگر چنین کنند به آن دست می یابند و اگر نیابند در طریق باطل هستند و نهایتا به جهنم خداوند اندر می شوند. داشتن چنین عقیده ای فقط یک ایراد اساسی دارد و آن اینکه کسان دیگری هم در نقطه مقابل هستند که همین کار را کرده اند و به چیز دیگری رسیده اند و حاضرند جان فدای عقیده خود کنند ! جالبه شما خود می برید و می دوزید ! از طرف من هم نتیجه می گیرید؟! کی گفته اگر کسی تلاش کند و بعد به حقیقت نرسید به جهنم روانه می شود ؟ اینکه با عدل خدا و قرآنی که نازل کرده در تعارض است ؟! در قرآن آمده که لیس للانسان الا ما سعی ! نیست برای انسان مگر آنچه را تلاش کرده است . در خود دین هم هست که اگر در احکام شرعی برای رسیدن به حکم واقعی تلاش کردی ولی به نتیجه نرسیدی معذور هستی ! در غیر این صورت این با عدالت و حکمت خدا تعارض پیدا می کند . از طرف دیگر احادیث بسیاری داریم بر تائید همین مطلب ولی شما بدون اینکه بدانید مدعی و دلیل من چیست سوار بر مَرکَب جهل و خود بزرگ بینی شده اید و این و آن را متهم می کنید ! من از نزدیک با عقائد و نظرات مذهبی های عالِم ( به قول شما آخوندها) آشنا هستم و این طور نیست که شما می فرمائید. همانطور که گفتم بسیاری از احکام دین هست که حکومت فعلی برخلاف آنرا انجام می دهد و به اسم اسلام تمامش می کند کاری به درست بودن و اشتباه بودن احکام دین ندارم ولی مثلا از یک طرف تمام مراجع می گویند موسیقی فلان حرام است ولی از طرف دیگرصدا و سیما کار خودش را می کند و دقیقا مصداق موسیقی حرام را پخش می کند یا مثلا بحث حجاب ولی صدا و سیما دقیقا آرایش زنانی را نشان می دهد که هیچ روحانی آزادمردی - که رضایت خدا برایش مهم است نه رضایت مافوقش یا مسئولین - نظرش موافق این رفتار صدا و سیما نیست . و یا بحث ربا و یا ..... . و این نشان می دهد که سیاستی که در پیش گرفته اند از نظر من شیعه اثنی عشری معارض با دین است و باید این سیاست از دین جدا باشد !
در مورد اینکه فرمودید : در نگاه آخرت اندیشان ، دنیا خوار و خفیف است و بازیچه ای زود گذر بیش نیست. بنابراین اگر زمام آن را به دنیا پرستان بدهند ، حتی اگر دنیای آنها را تباه کنند ، نباید غمی به دل راه دهند زیرا در نهایت جهان فانی را باخته اند تا جهان باقی را ببرند. این جماعت از هر فرصتی استفاده می کنند تا توشه ای برای آخرت خود بیاندوزند.
در نگاه دنیا اندیشان ، آخرت سرابی بیش نیست و نباید نقد دنیا را به نسیه آخرت فروخت. بنابراین نهایت کام را از دنیا باید گرفت . این جماعت هیچ فرصتی را برای بهره بردن از این جهان از کف نمی دهند.
باید بگم که دوباره از طرف آخرت اندیشان نتیجه گیری کردید!!!! اینکه نظرشان در مورد دنیا خوار و خفیف بودن آن است به خاطر این است که مبادا دل به آن ببندی و از آخرت غافل شوی و در نتیجه زندگی جاوید را در قرب خداوند و دوستان او از دست بدهی! بلکه آخرت اندیشان دنیا را مزرعه آخرت می پندارند یعنی هرچه در این دنیا کاشتی در آن دنیا برداشت می کنی :
مـزرع سبز فلـک دیـدم و داس مه نو
یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو
حال اگر اختیار این مزرعه را با اختیار به کسی که مانع رسیدن محصول و باعث خرابیش می شود بسپاریم چه می شود ؟! ولی اگر بدون اراده و اختیار دنیا به دست دنیا پرستان بیفتد حرف شما درست است و ، نباید غمی به دل راه دهند زیرا در نهایت جهان فانی را باخته اند( بهتر است بگوئیم عطایش را به لقایش بخشیدند) تا جهان باقی را ببرند. ولی اقتضای عقل ایجاب می کند که تا می شود نباید افسار دنیا را به دست دنیا پرستان داد .
در مورد جوابی که به سوالم (نمی دانم شما چرا تصورت بر این است که من از آن افرادی هستم که بخواهم با زور چیزی را به کسی بقبولانم چه برسد به اجبار در پذیرفت دین ؟!) دادید که :
صرفا به خاطر اینکه می خواهی آزادی را با دین مقید کنی و صحه بر عمل کسانی می گذاری که زندگی را بر مردم سخت گرفته اند به بهانه محافظت ازدین و مسلمانی آنان.
باید بگم که : دوباره زود قضاوت کردید و تهمت زدید .
اگر من آزادی را با دین قید می زنم به خاطر این است که :
1. آزادی نیازمند قیدیت و محدودیت است تا به بی بند و باری و افراط کشیده نشود 2
2. و چرا با دین ؟ زیرا دینی که واقعا از طرف خدا آمده باشد و برای سعادت دنیوی و اخروی برنامه داشته باشد مسلما و با هر عقل قاصری ، در اولویت اول است .
و علت اینکه با برخی مواد اعلامیه حقوق بشر مخالفم این است که اعلامیه آزادی را توسط عقل و انسان محوری - که خود خالی از اشتباهات بزرگ نیست و پشتوانه اخروی ندارد - محدود کرده اند و دین و صاحب آن – خدا – را فراموش کرده اند . و مسلما چون مبنای اعلامیه اصالت فرد است منجر به بی بند و باری و یا حداقل مبارزه با دین خواهد شد .
شما در مورد بنده فرمودید : هر کسی با من است ، حق است ولو فقط 10% کل جامعه مسلمانان جهان باشد ، و هرکه با من نباشد باطل است ولو 99% کل جمعیت کره زمین را تشکیل بدهد ! چرا شما راه تهمت و اتهام را پیش گرفته اید ؟ شما حداقل مرام بحث کردن را حفظ کنید و از تهمت زدن و وصله زدن به بنده دوری کنید تا بتوان با هم کمی صحبت کنیم ولی همچنان به تهمت زدن ادامه می دهید ! مَثَل شما مَثَل همون بسیجی داغ و تندرو هست ولی در جبهه مقابل ! شما تصور می کنید ( بهتره بگم توهم می کنید ) که من عضو گروهی هستم و مجبورم در برخی موارد انسانیت و آزادگی ام را نادیده بگیرم و با این توهم نتایجی از جانب من می گیرید ! در حالیکه من عضو هیچ گروهی نیستم و به انسانیت و آزادگی خودم احترام می گذارم ولی باز هم شما قبول نمی کنید مثلا در جائی دیگرمی گوئید که من مثل احمدی نژاد فکر می کنم ! شما ظاهرا دچار خودبزرگ بینی شده اید و فکر می کنید که همه چیز را می فهمید ! ( همون عیب و آفت بزرگ انسان محوری !) همانطور که در جبهه مقابل شما هم کسانی هستند که مثل شما این عیب بزرگ را دارند و اگر شخصی حرفی خلاف عقیده شان زد او را متهم به انواع گناه و صفت و حزب و ... می کنند . پس شما هم که ادعای لیبرالیزمی می کنید در بند و زنجیر این عیب بزرگ گرفتارید . با این وجود چطور انسانی که همچون شما یا یک بسیجی یا خود من کامل نمی باشد و براحتی مباحث را با هم خلط می کند و دیگران را به چیزهایی که معلوم نیست واقعیت داشته باشد متهم می کند را محور قرار می دهید ؟
اصلا بگذارید در مورد اختلاف اصلی مان صحبت کنیم !
شما فرمودید که انسان را محور قرار می دهید پس جایگاه خدا (همون آفریننده حکیمِ ما) کجاست ؟ مثل اینکه زمین را مرکز جهان قرار دهیم ! پس جایگاه خورشید کجاست ؟! اگر این طور باشد تصور کنید کل منظومه و به تبع آن کهکشان و به تبع آن کیهان نظمش بهم می خورد !
فرمودید : اینجاست تفاوت عمده من و تو، که من به آدمی اعتماد دارم و می گویم اگر آزادش بگذاریم ، بهترین راه را انتخاب می کند ، و تو اعتماد نداری و می گویی شیطان در کمینش نشسته است تا گمراهش کند .
درست است که باید انسان را آزاد بگذاریم تا بهترین راه را پیدا کند ولی چراغهایی باید مسیر او را روشن کند .
گویا اصلا عقیده به وجود شیطان نداری و باور نداری که این شیطان است که قصد گمراهی انسان را دارد و الا علت این همه کج روی در انسان ها چیست ؟
من ملک بودم وفردوس برین جایم بود
آدم آورد در ایــن دیــر خـراب آبــادم
شاید بگوئی این نفس انسان است جواب این است که بله ولی نفس وسیله است و اگر شیطان از این وسیله استفاده کند آدمی را به بیراهه می کشاند ! ولی اگر در خدمت بندگی به کار آید سعادت در دنیا و آخرت را به همراه دارد .
فرمودید : من می گویم کسی که یکبار خوب را بر بد ترجیح داد و به خدا ایمان آورد، همیشه می تواند چنین کند، و تو می گویی ، ادمی اصالتا خراب است مگر اینکه با دستور دین اصلاح شود.
از کجا و بر چه اساسی می گوئید همیشه می تواند چنین کند ؟ علاوه بر این شما آن روی سکه را فراموش کردید که اگر کسی یکبار بد را بر خوب ترجیح داد نیز همینطور است ؟ یعنی مهم همان دفعه اول است که اگر خوب را بر بد ترجیح داد آن انسان خوبی است و اگر بد را بر خوب ترجیح داد انسان بدی است !
در ضمن این تهمت زدن شما گوئی پایانی ندارد ؟! من بر اساس دین هیچگاه عقیده بر این ندارم که آدمی اصالتا خراب است مگر اینکه با دستور دین اصلاح شود ! در حالیکه در قرآن در مورد خلقت انسان ملائکه به خداوند تبریک گفتند :
تبارک الله احسن الخالقین
پس شما چطور از طرف من نتیجه گیری می کنید و اتهام پشت اتهام می زنید ؟! از آن موقع که با هم شروع کردیم به بحث کردن شما مرتباً توهماتی که نسبت به من دارید را عنوان کردید که من فلانم ، من فرقه گرا هستم و مرا به تندروی متهم می کنید در حالیکه شما در مباحثمون تندروی می کنید . اگر می خواهید به نتیجه ای برسیم و همدیگر را درک کنیم باید از این تندروی ها دست بردارید .
دوستدار شما
محسن