خودآموز آواز ایرانی کلاس آنلاین تماس
آواز بعدی
آواز قبلی


Balatarin
آواز امروز

امید من که منتظری بود بر رهی

mp3   real
دسته بندی آوازها








بر اساس مایه و مقام
شعر آواز

امید من که منتظری بود بر رهی
نخلی بلند کاشت به دستان کوتهی
در کنج حبس خانه هراسان باغ بود
دشتی پر از شقایق و داسی و ابلهی
او را ز جای خود نربودند مهر و ماه
این لقمه پنیر کلاغی و روبهی *
تا این درخت سبز زمانی بری دهد
ای دل بیا بساز به خلق منزهی

(مهران)

موسیقی آواز

آوازی در ابوعطا. (حول و حوالی شور سی بمل )

حرف و سخن

ذهن شاعر ، جهان عجیبی است که در آن کلمات ، معجزه آمیز به هم می آمیزند و تصاویر و مضامین به گونه ای شگرف در هم می آمیزند، آمیزشی که نظیر آن در هیچ جهان دیگری پیدا نمی شود. تمام کلماتی که در این شعر مهران به کار رفته اند ، با هم ارتباط درونی دارند و کشف این ارتباط هاست که دوباره خواندن این شعر را لذت بخش می کند. البته از صنعتی که در آن به کار رفته نباید غافل شد ، که خواننده آگاه به خوبی می داند شاعر مرادش چه بوده ولی شاعر می تواند به راحتی کتمان کند. البته یقین دارم شاعر قصد کتمان آن چه که گفته را ندارد ، ولی با این کار ، شعر خود را از محدوده یک شخص خاص فراتر برده است و آن را همگانی کرده است. در بعد شخصی ، کسی شک نمی کند که در ستایش آن آزاده از دست رفته است ، و در بعد فرا شخصی ، همه اش در باره "امید" است.
اما ....
در باره آقای منتظری، همه گفته اند و نیکو گفته اند و باید هم بگویند و تا تاریخ هست ذکر خیر او خواهند گفت. یکی او را تاریخ ساز خواند ، دیگری اسطوره ، این یکی الگوی آزادگی ، آن دیگری طراز مسلمانی ، و همه راست گفتند.
اما چه شد که منتظری از درون یک نظام سفاک و بی اعتبار بیرون آمد ولی اینچنین اعتبار یافت؟ بر شمردن این دلایل درس عبرتی خواهد بود برای همه ما:

اولا صادق بود . با خودش صادق بود و با بقیه نیز هم. صداقت اگر چه بی هزینه نیست ، ولی عاقبت خرجش را در می آورد ، در حالیکه دروغ اگر چه منافعی به دنبال دارد ، دست آخر همه را به باد می دهد. صداقت یعنی یکپارچگی درونی ، که زاینده قدرت نفس است ، در حالیکه دروغ ، دوپارچگی و چندپارچگی درونی است و عاقبت جسم و جان صاحبش را تباه می کند.

دوما "انسان دوست" بود. انسان دوستی ، گوهر کمیابی است که در همه یافت نمی شود. چطور ممکن است انسان رقبای خودش را دوست داشته باشد؟ چطور ممکن است انسان دشمنان خودش را دوست باشد ، در حالی که همه همنوع او هستند؟ غریزه طبیعی و ویژگی غالب حیوانی انسان حکم نمی کند که به طور کلی "انسان دوست" باشد. از این رو انسان دوستی گوهر کمیابی است. یک انسان عادی چه دلیلی دارد غذا و پوشاک و امکاناتی که خودش از آن لذت می برد را به انسان دیگری بدهد؟ به خاطر غیر نرمال بودن چنین پدیده ای ، فقط عده اندکی از انسانها به چنین مقامی نایل می شوند. اینکه ریشه های این پدیده چه هستند ، خود احتیاج به بحث مفصلی دارد ، ولی به شهادت همه ، منتظری ، "انسان دوست" بود ، مستقل از اینکه آن انسان از چه شهر و دیار و دین و مذهب و قوم و قبیله ای بوده باشد. "انسان دوستی" اگرچه کمیاب است ، ولی مورد احترام آدم هاست. هیچ کس حاضر نیست مانند مادر ترزا و آلبرت شوایتزر زندگی کند ، ولی همه آنها را ستایش می کنند.

سومین منبع اعتبار آقای منتظری ، شجاعت او بود . شجاعت در نظر و شجاعت در عمل. شجاعت نظری او باعث شد بسیاری از مرزهایی را که همقطاران او از نزدیک شدن به آن هم می هراسند ، دربنوردد، و یا وارد میدان هایی بشود که دیگران جرات ورود به آن را نداشتند. شجاعتی که ریشه در مبارزات طولانی و زندان و تبعید های مکرر او داشت. ترس آیت الله از مرگ و شکنجه و تنهایی و غربت ریخته بود ، از این رو چیزی جلو دار او نبود تا سخن حقی را که به آن قائل بود را به زبان آورد. این شجاعت او در بازگو کردن مشکلات مردم و ایستادگی در مقابل ستمهایی که بر مردم می رفت ، باعث شد که نزد مردم اعتباری عظیم بدست آورد.

جالب این است که این هر سه ویژگی ، وقتی با قدرت عجین می شوند همه از بین می روند ، چون انسان دوستی از کار می افتد ، صداقت قربانی می شود ، وترس از دست دادن قدرت ، شجاعت را نیز نابود می کند. اما از ملکات آن انسان آزاده این بود که آن سه گوهر کمیاب او قربانی قدرت نشد ، و همین سبب شد از جانب مردم ، مفتخر به افتخار بزرگ "آزادگی " نیز بشود، افتخاری که به آسانی و بیهودگی نصیب کسی نمی شود.

البته باید بر دلایل فوق ، اعتبار حوزوی ، استقلال مالی ، ایمان مذهبی و پشتوانه مردمی را نیز افزود که بدون آنها ، همه آن بقیه یا نبود و یا اگر بود ، این قدرت و عمق و تاثیر را نمی داشت.

نکته ظریف دیگری که در تکریم عظیم ملی از او مشاهده شد این بود که مردم ما همچون خدایی که بیشترشان به آن باور دارند ، مردم خطا بخشی هستند ، و درب توبه را به روی همه باز گذاشته اند. قدر مسلم در زندگی سی ساله آقای منتظری در زمان جمهوری اسلامی نقاط تاریکی هم وجود داشته است ، ولی مردم ما با نظر پاک خطاپوش خود ، آن ها را به حاشیه بردند و فقط به نقاط مثبت و سازنده زندگی این فقیه فقید پرداختند و در مجموع پیش وجدان خویش به او نمره قبولی دادند، وگرنه او نیز در خون های به ناحق ریخته جوانان ما چه در میدان جنگی که بر تنور آن می دمیدند ، و چه در زندانها ، شریک بوده است. این خطاپوشی کریمانه مردم ایران ، راه توبه را بر بقیه کسانی که هنوز از اعانت دستگاه جور و ستم استعفا نداده اند ، باز می گذارد، به شرط آنکه بیش از این دیر نشود.

رده: آوازها . ابوعطا . 
۱ دی ۱۳۸۸     December 22, 2009
آواز بعدی   آواز قبلی
نظر شما (۶)
برای شنیدن آوازها به طور پیوسته ، اینجا را کلیک کنید.

وبلاگ دوستان

اگر مایلید از بروز شدن این وبلاگ با ایمیل مطلع شوید، آدرس ایمیلتان را در زیر بنویسید و دکمه ثبت نام را بزنید.