شعر آواز
ما پیروان حضرت خضریم و والسلام ... در دین ماست یاری و غمخواری و سلام
هر گل به بوی خویش سرافراز بوستان ... خود استعاره ایم ز آزادی کلام
از خاکیان فرش ، نه کروبیان عرش ... هر کس امام خویش ، نه ماموم یک امام
یعنی نه عیسوی نه مسلمان نه موسوی ... یک شهروند ساده ی قابل به احترام
زیباترین تجلی گل گونه گونگیست ... از باختر به خاور و از صبح تا به شام
سبزیم آنچنانکه فرا میرسد بهار ... شادیم آنچنانکه به هم میزنیم جام
(مهران)