خودآموز آواز ایرانی کلاس آنلاین تماس
آواز بعدی
آواز قبلی


Balatarin
آواز امروز

ت چون تجاوز بر نام انسان

mp3   real
دسته بندی آوازها








بر اساس مایه و مقام
شعر آواز

گوشم به زنگ است ،زنگ دبستان
شمع کتاب و جمع رفیقان

ر مثل راه است ه مثل همراه
س مثل سبز است ب مثل باران

گفتند ساکت، ساکت نگشتیم
ف چون فداکار، د همچو دهقان

درس شما را باور نکردیم
ق مثل قصه ،چ مثل چوپان

اَ مثل اشک و آ مثل آه است
اِ چون اوین و ای مثل ایران

ش مثل شلاق، مثل شکنجه
خ مثل خون است توی خیابان

واوِ ونک بود، ظایِ ظفر بود
ف یِ فلسطین ، کافِ کریمخان

ب همچو باتوم ، گ چون گلوله
ت چون تجاوز بر نام انسان

(مهران)


این سروده بیت آخری هم داشت ولی من ترجیح دادم روی بیت ما قبل آخر فرود بیایم:

خرداد بگذشت ، شهریور آمد
هم بگذرانیم بس مهر و اَبان

موسیقی آواز

تصنیفی خود ساخته در اصفهان. بیت های دکلمه شده ، تلاش مذبوحانه ای هستند برای نزدیک شدن به آوازهایی که جوانترها این روز ها می خوانند. می خواستم همه شعر را این طوری بخوانم ، راه نداد. برای اینکه حق شنیدن این آواز ادا شود ، با گوشی و ولوم بالا و چندین بار پشت سر هم بشنوید.

حرف و سخن

مدرسه های اینجا دارند باز می شوند ، و ما به سر ودرس مشق باز می گردیم . اگر چه مدرسه و معلم و همکارها و هم کلاسی ها همه همان هستند که بودند ، ولی ما هیچکدام ، آدم های قبلی نیستیم. عجب بهار و تابستانی پشت سر گذاشتیم. سبز شدیم و روییدیم و شکسته شدیم و سوختیم و باز از خاکستر خود جوانه زدیم و روییدیم. اگر هزار بار بشکنندمان باز هم می روییم. مگر کسی که روییدن از خاکستر را تجربه کرده باشد، می توان از روییدن باز داشت؟

اگر تنها اندیشه سبز داشتیم ، اکنون تمام وجودمان سبز است. اگر دست های سبز تنها داشتیم ، اکنون یک جنگل دستان سبز در هم تنیده داریم. اگر نخبگان سبز اندیش و سبز کردار داشتیم ، اکنون یک ملتی اینچنین داریم. ملتی که از خاکستر خود روییده ، و تا همه جا را سبز نکند دست از زایش و رویش و جنبش بر نمی دارد.

و اما قصه پر غصه تجاوز....

این تجاوزهایی که در روزهای اخیر ، طشت رسوایی آن از بام افتاده و کوس آن را بر هر برزن و بازار زده اند ، نمادی هستند از تجاوز مداومی که حاکمان ما به ایران و ایرانی می کرده اند و می کنند. رفتار اینها درست به سان اقوام وحشی است که به سرزمین دیگران حمله می کنند ، نه باکی از شدت خشونت دارند ، که آن قوم را متاعی بادآورده و شیئی از آن خود می دانند که هر چه بخواهند با آن کنند ، و نه فرصت بازنگری در کردار خود و بازگشت به نقطه پیشین را دارند ، که از هیچ آمده اند و گنجی به دست آورده اند و به هیچ ، باز نمی گردند.

نمی دانم کسانی که ترویج مبارزه بدون خشونت می کنند ، هرگز به این نکته اندیشیده اند که سابقه موفقیت مبارزات بدون خشونت ، در مبارزه با اقوام وحشی نبوده است؟

من خودم شخصا همیشه مخالف خشونت بوده ام و بارها گفته ام که پاسخ خشونت را با خشونت دادن ، چرخه ای راه می اندازد که آن را پایانی نخواهد بود. اما اعتراف می کنم من که مگس و عنکبوت را با احترام می گیرم و از اتاق بیرون می اندازم ، وقتی پشه ای را در حال مکیدن خون خود می بینم بر سر آن می کوبم، چون می دانم اگر پر پرواز به او بدهم دو باره سراغم می اید ، و قابل هدایت به بیرون اتاق نیز نیست ، چون بر خلاف مگس ساده لوح که که فورا اقامتگاه خود را لو می دهد و با هیجان این طرف و آن طرف می پرد که همه او را ببینند و بیابند ، پشه خونخوار ، بی صدا از زیر میز و پشت دیوار می آید و تازه وقتی متوجه حضور او می شوی که به تو تجاوز کرده است. مگر بچه هایی که برای پس گرفتن رایشان آمده بودند ، یک در میلیارررررررررررررررررررررررررررررررررددد هم احتمال می دادند که چنین بلایی سرشان بیاید؟ مگر کسانی که بر پشت بام الله اکبر می گفتند ، یک در میلیارررررررررررررررررررد احتمال می دادند که به خانه شان تجاوز کنند. پس این متجاوزین خونخوار از یک جاهایی می زنند که کسی انتظارش را ندارد. آیا مکانیسمهای بدون خشونت در مقابل اینها هم جواب می دهد؟ من که در این باره سخت به تردید افتاده ام. و حساب کنید وقتی من که ذاتا ضد خشونت هستم و اهل مدارا ، و نه با ضربه باتوم مورد تجاوز واقع شده ام ، نه به خانه ام تجاوز کرده اند ، نه به خودم و دوستانی که می شناسم ، به چنین تردیدی افتاده ام ، کسانی که قربانیان درجه یک این تجاوزها هستند ، در سر و مغزشان چه می گذرد و در چه سوداهایی هستند ، سوداهایی که وقتی راه عمل پیدا کرد ، هیچ کس جلو دارش نخواهد بود.

باید به خودمان و سران جنبش در داخل و خارج ، یکریز هشدار بدهیم که اگر نتیجه ای که مردم به دنبال آن هستند ، یعنی محو احمدی نژاد و خامنه ای از سپهر سیاسی ایران ، در دستور کار نباشد ، به زودی شاهد بمبگذاری های انتحاری و انفجار این پایگاه بسیج و آن مقر سپاه خواهیم بود، چرا که آدم افسرده از تجاوز ، چه تجاوز جنسی باشد چه غیر جنسی ، در پرتگاه خودکشی است ، و چنین فردی که چیزی برای از دست دادن ندارد ، از آخرین نفس های خود برای انتقام بهره می جوید . انفجارهای عراق ، مثال بسیار خوبی است که پیش روی ماست. ملتی که مورد تجاوز واقع شد و همه چیز خود را از دست داد و خواست که انتقام بگیرد ، دیگران را منفجر کرد ، و از دل هر انفجار ، همه چیز از دست داده های جدیدی آفرید تا جایی دیگر و کسانی دیگر را منفجر کنند ، و چرخه پایان ناپذیر خشونت و کشتار.

باید بجنبیم و نگذاریم کار به این جا ها بکشد. باید به داد قربانیان تجاوز برسیم. باید مشت های قوی تری بر فرق متجاوز ها بکوبیم . نباید آرام بگیریم ، وگرنه در سکوت قبرستانی اجتماع ، قربانیان سر بر می کشند ، و آن جور که از دسنشان بر می آید ، داد خود می ستانند ، که نه داد آنها را می دهد ، و نه خیری برای دیگران دارد.

در خاتمه این سخن ، توجه شما را به این مصاحبه جلب می کنم ، که راهکاری است برای کمک به قربانیان تجاوز:

مکانیسم پیچیده شکنجه جنسی • مصاحبه با یک روان‌درمانگر

رده: بیات اصفهان . تصنیف های خود ساخته . 
۱۲ شهریور ۱۳۸۸     September 3, 2009
آواز بعدی   آواز قبلی
نظر شما (۳)
برای شنیدن آوازها به طور پیوسته ، اینجا را کلیک کنید.

وبلاگ دوستان

اگر مایلید از بروز شدن این وبلاگ با ایمیل مطلع شوید، آدرس ایمیلتان را در زیر بنویسید و دکمه ثبت نام را بزنید.