شعر آواز
این شیون تلخ مادرانه
داغی است به پیکر زمانه
فریاد پلنگ زخم خورده
تیری است به قلب ما روانه
*با ضجه به موی خود زند خاک
*مویی که سزا بود به شانه
*با گریه ستم کند به رویی
*کز بوسه بر آن بود نشانه
سهراب چه خفتهای به پا خیز
من بی تو نمیروم به خانه
آخر به تبسمی ، نگاهی
یا یک ،دو ،سه گام کودکانه :
"بر خیز رویم تا سمنگان
کاتش زدهای بر اشیانه"
رستم که بود؟ ستم تو را کشت
کاتش بزند بر او زبانه
خاشاک منی به خاک رفتی
کز ریشه بر آوری جوانه
(مهران)