شعر آواز
خرامان خرامان به خون در نشستی...در آیینه دل چو نوری شکستی
چو کبکی پریدی تو ای مرغ عاشق..ز چشم و دهانت برون زد شقایق
به دام که رفتی؟ به کام که رفتی؟..شراب که بودی ؟ به جام که رفتی؟
بیا عاشقی کن دوباره ..که دل شد ز غم پاره پاره
وطن رنگ خون دارد و بوی آتش .. دل شیر دارند و بازوی آرش .. به آتش درون اند همچون سیاوش
بیا عاشقی کن دوباره ..که دل شد ز غم پاره پاره
سکوت تو فریاد و سبز تو خونین .. گل سرخ جاری بر آن روی سیمین ..ز چشمم فرو ریخت بس ماه و پروین
بیا عاشقی کن دوباره ..که دل شد ز غم پاره پاره
(مهران)