شعر آواز
خرداد گمان کنم به بهمن مانی
استاده به پایی و به رفتن مانی
نوروز نه ای تو آخر این غوغا چیست
سبزی و به سرخی شکفتن مانی
تو محکم و سرفراز و پا برجایی
دریا دریا به کوه آهن مانی(*)
این مزرعه را گرازها کوفته اند(**)
باشد که به بازوان بیژن مانی
تو مبهم و معلومی و پیدا و گمی
خود راست به سودای دل من مانی
تکرار هجاهای هماهنگی تو
خاموش مشو به شعر گفتن مانی
(مهران)
(*) شود کوه آهن چو دریای آب ... اگر بشنود نام افراسیاب (شاهنامه فردوسی)
(**) اشاره به سرکوبی گرازها توسط بیژن