خودآموز آواز ایرانی کلاس آنلاین تماس
آواز بعدی
آواز قبلی


Balatarin
آواز امروز

گل همیشه بهار

mp3   real
دسته بندی آوازها








بر اساس مایه و مقام
شعر آواز

به داغ عاشقان ببار ای آسمان
چو کاروان روان ، سرشک همرهان ، چنین دیده گریان
چه فارغی ای بهار ، که اندرین روزگار ، شوری داری ، مشکین باری
به ماتم گلی ، نشسته بلبلی غمین
به داغ او ، تو اینچنین ، چون سبکباران ، فارغ از یاران
ای بهار از خزان ، فارغ اند عاشقان
گو خرانی میا ، گو بهاری ممان

عاشقان ، عاشقان ، نامتان جاودان ،
بازو بگشایید به داد یاران
عالم خونین شد به (ز) داغ انسان ، به داغ انسان

حالی ای آدمی ، عاشقی پیشه کن
شور بلبل ببین ، در گل اندیشه کن

خیز و رها کن من و ما ، در صف هنگامه در آ
حیله دشمن بشکن ، نغمه نصرت بسرا
ببین به داغ لاله در دشت و دمن
نگر به رقص سبزه در باغ و چمن
در غم ابنای وطن ، در غم ابنای وطن

الا تا گل از گل بدمد ، غم میهن از دل بدمد
زنده در ادوار و زمن ، یاد شهیدان وطن

ای دیار خرم ما ، در پناه لطف خدا
خیز به عز و عزم و وقار ، ای گل همیشه بهار

(علی معلم)


موسیقی آواز

بخشی از تصنیف چهارگاه ساخته هوشنگ کامکار. اجرای من در چهارگاه سل . من از قسمت حصارش شروع کرده ام که می افتد روی "ر". نوت آن را همین که آب ها از اسیاب افتاد می گذارم.

حرف و سخن

مطلب زیر را در حالی می نویسم که قلبم از وحشیگری دیروز در کوی دانشگاه تهران هنوز فشرده است ، اما چاره ای جز گفتنش ندارم.


روی دشمن ، کار فرهنگی کنیم

هنوز جنبش مردم ، با سرکوبگر اصلی ، یعنی سپاه پاسداران سرکوب نشده است. این نقش در حال حاضر به لباس شخصی ها و انصار حزب الله و بسیجی ها سپرده شده که اگر آنها قدرت پس راندن و خانه نشین کردن مردم را داشتند ، این هزینه بر سپاه تحمیل نشود ، اما از آنجا که نیروهای ضد شورش و لباس شخصی ها از عهده بر نیامده اند ، احتمال دخالت سپاه وجود دارد. از الآن بایستی برای دخالت سپاه آماده شد ، و در این زمینه نباید از حرکت های فرهنگی غافل شد. به جای پایین کشیدن سایت آنها ، باید برای آنها پیغام های محبت آمیز فرستاد که گمان نکنند با مشتی گوشت دم توپ مواجه اند. شعار " نیروی انتظامی ، حمایت ، حمایت" ، شعار معجزه آسایی است. آن آدم های پشت سپر و نقاب ، بالاخره انسان اند. انسان هایی که جبر زمانه ، نان آنها را در این کسوت و لباس داده است. اگر به آنها توهین شود ، یا سنگ توی سرشان بخورد ، از همه ابزارهای سرکوبی که در اختیارشان نهاده اند بهره می گیرند تا از هویت خود ، لباس خود و شغل خود و نان زن و بچه شان دفاع کنند.

لباس شخصی ها هم با همه وحشی گری و سبعیتشان ، هنوز انسان اند با رگه هایی از انسانیت. آنها را یکپارچه خباثت نبینیم ، شاید راههایی برای به دست آوردن دل آنها پیدا کنیم. ساده نیست ، ولی محال هم نیست. باید برای آنها و سایت هایشان پیغام های دوستانه فرستاد و از آنها دعوت کرد که دست از این خشونت عریان بر دارند. برای این کار ، می توانیم از بسیجی هایی که می شناسیم ، از آن لباس شخصی هایی که قدری ملایم ترند ، از آخوند های محل که روی آنها نفوذ دارند ، از هنرمندانی که آنها قبولشان دارند ، مثلا ده نمکی که قدری فرهنگی تر شده ، خلاصه از هر وسیله دیگری برای کنترل رفتار آنها استفاده کنیم. کاری که تا الآن نکرده ایم. از دست آنها کتک خورده ایم ، چهره عریان خشونت آنها را دیده ایم ، و اگر دست داده ، توی سر آنها هم زده ایم ، ولی روی نرم کردن آنها کار نکرده ایم. نمی گویم اگر فردا با چاقو زدند ، انها را ارشاد کنیم. می گویم امروز پیغامهای دوستی برای سرانشان بفرستین و به ایشان یاد آوری کنیم که هموطن هستیم ، همزبان هستیم ، در یک محله زندگی می کنیم ، غذای مشابه می خوریم ، سوار یک اتوبوس و مترو می شویم فیلم های مشابه تماشا می کنیم ، اگر کسی به شهرمان حمل کرد ، هر دو در یک سنگر در مقابلش می ایستیم ، اما جبر زمانه ما را روبروی هم قرار داده ، و می توانیم با این جبر بستیزیم اگر بخواهیم.

می خواهم بگویم ، اگر چرخه خشونت به چرخش افتاد ، باز خشن ها می آیند زمام امور را به دست می گیرند ، و بر می گردیم سر جای اولمان، روز از نو ، روزی از نو. بیاییم الآن که قدرت ملت به اوج خودش رسیده ، و برای رسیدن به پیروزی نهایی ، نیازی به خشونت ندارد ، کلیه آثار خشونت را از این جنبش مدنی بی نظیر بزداییم، و با خشن ها هم وارد گفتگو شویم ، نه با زبان خشونت و تحقیر ، بلکه با زبان محبت و تسامح و مدارا. ایمان بیاوریم به این گفته حافظ که:
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا

------------------------------------------
و اما ایمیل زیر را عزیز دلی که دیروز در مراسم تهران بوده برایم فرستاده است. امیدوارم تار مویی از سر او و هیچ کس دیگر کم نشود:

واقعا اوضاع قاطیه. هر چند که خییییییلی ناراحتم، ولی‌ از این که فهمیدم مردممون خیلی‌ خوبتر از تصور منن خوشحالم.

راستش من بعد از اون ایمیلی‌ که به شما زدم ناراحتیم خیییییلی بد تر شد. اون موقع فقط ناراحت بودم که چرا ملت یه همچین رایی دادن. بعد از این که یه کم پیگیری کردم و بررسی‌ کردم فهمیدم به احتمال خیلی‌ زیاد تقلب عمده توی این انتخابات و به عبارت این سیاسی‌ها ،کودتای نرم رخ داده و برای همین حالم بدتر شد در حدی که ۲ بار شنبه شب گریه کردم. واقعا از خودمون بدم اومد که توی یه همچین جایی‌ زندگی‌ می‌کنیم و جرات کاری نداریم. در حالی‌ که قبل از انتخابات واقعا به مردمم افتخار می‌کردم که این جور مسالمت آمیز با مخالفاشون برخورد می‌کنن.

اما امروز یه بار دیگه به مردمم افتخار کردم. وقتی‌ این جمعیت میلیونی رو دیدم (چون تخمینش سخته تخمینی نمی‌زنم ولی‌ واقعا عجیییییییییییییب زیاد بودن) که چطور با آرامش و فهمیده راهپیمایی کردن و حتی بعد از یه مدت تلاش همه تونستن تظاهرات رو تبدیل به تظاهرات بدون شعار کنن واقعا خوشحال شدم. فهمیدم چیزایی که رخ میده واقعا نتیجهٔ حماقت این احمق‌های بی‌ شرف حروم زادهٔ .... .. است. از ساعت ۴ تأ ۸ شب تظاهرات بسیار عالی‌ بود. تأ وقتی‌ که ساعت ۸ شنیدم میگفتن یه خبرایی شده و تیر اندازی شده ولی‌ زیاد باور نکردم تا این که حدود ساعت ۹ که داشتم پیاده از اونجا دور میشدم یه دختر رو دیدم که دست و صورتش پر خون بود و گریه میکرد و میگفت "کشتن، ۱۴ نفر رو کشتن. رگبار میزدن، ......" خلاصه تا میومد حرف بزنه گریش میگرفت درست نمیتونست حرف بزنه. گفت خبر نگاره و ما بردیمش رسوندیمش دست دوستاش. واقعا حالش بد بود، حاضر نبود خونا رو پاک کنه. میگفت حتما مصاحبه می‌کنه و به همه میگه که چی‌ دیده.....

فردا عصر ساعت ۵ گفتن همه بیان میدون ولی‌ عصر. میخوان به طرف صدا سیما تظاهرات کنن. مطمئنم فردا یه شری به پا می‌شه.

برامون دعا کنید.

رده: ساخته های دیگران . چهارگاه . 
۲۶ خرداد ۱۳۸۸     June 16, 2009
آواز بعدی   آواز قبلی
نظر شما (۱۱)
برای شنیدن آوازها به طور پیوسته ، اینجا را کلیک کنید.

وبلاگ دوستان

اگر مایلید از بروز شدن این وبلاگ با ایمیل مطلع شوید، آدرس ایمیلتان را در زیر بنویسید و دکمه ثبت نام را بزنید.