شد به سر دوره جدایی ها
قصه سر کن ز آشنایی ها
شد سپری ای دل آن شب تاری(ک)
رخ بنما صبح روشنایی ها
گل به بر و باده به کف صف زده در صف بنگر مطرب و ساقی و می خواران
چشم حسود دیده بد تا به ابد دور بود دور ز بزم شاد خواران
از پا منشین از جا برخیز گل ریزان کن خود شو گل ریز
بانگ شوری از دل بر کش
چون گل بشکف جامی در کش
صبح وطن شکفد به نوید سحر
ای که تویی همدم ما هان بشنو در همه جا نغمه حافظ شیرازی
کار جهان نو بشود گر که بر این سقف فلک طرح نوی تو در اندازی طرح نوی تو در اندازی
(نمیدانم از کیست)
موسیقی آواز
تصنیفی در اصفهان . اجرای من در اصفهان لا. نمیدانم ساخته کیست. فقط اجرای خانم مرضیه با رهبری محمد شمس را شنیده ام. اگر جدید باشد ، حتما ساخته محمد شمس است، ولی اگر قدیمی باشد ، نمیدانم کار کیست. اگر کسی از دوستان اطلاع دارد ، لطف کند برای من و بقیه بنویسد. نوت آن را قبلا استخراج کرده ام که ادیت می کنم و امروز و فردا همینجا می گذارم.
حرف و سخن
عجب شور و هیجانی به پا شده است در میان مردم ما. من که لذت می برم از دیدن این همه شور ، و مردمی که با امید ، دست در دست هم نهاده اند برای رسیدن به آن چیزی که حق می پندارند. همین دست در دست هم نهادن خود نشانه زندگی است و هر کس که به ایران و ایرانی عشق می ورزد باید از همین نفس کشیدن مردم خشنود باشد. اگر هم همه این شور و هیجان نمایشی است که حکومت راه انداخته ، باید به قدرت چنین حکومتی ایمان آورد و به جای مبارزه با آن ، به آن کمک کرد تا اندک اندک کجی هایش را صاف کند. ولی این نمایش به اعتقاد من یک نمایش غیر حکومتی و حتی ضد حکومتی است ولو حکومت آن را به نفع خود تعبیر و تفسیر کند. هواداران احمدی نژاد برای مقابله با یک قسمت حکومت به میدان آمده اند ، و مخالفان احمدی نژاد برای مقابله با بخش دیگر. نه پیروان احمدی نژاد او را به واسطه چیزی که خود اوست می خواهند نه هواداران بقیه کاندیدا ها. همه به دنبال سلب و طرد جناحی از حکومت صف آرایی کرده اند.
حالا چه باید کرد؟
1- تحریم انتخابات
اگر تحریم انتخابات از روی برنامه باشد و هدف داشته باشد ، کار بدی نیست. مثلا اگر کسی آلترناتیوی سراغ دارد برای این حکومت ، طبیعی است نباید به یک انتخابات درون حکومتی تن بدهد بلکه از این وسیله استفاده کند برای از مشروعیت انداختن حکومت و هموار کردن راه برای جایگزینی که می شناسد. مثلا آقای بنی صدر خودش را حاکم خوبی برای ایران می داند و بدش نمی آید که مردم ، با شور و اشتیاق راه بیفتند و حق خود از حاکمان فعلی بستانند و دوباره او را بر تخت قدرت بنشانند. بنابراین برای تحریم برنامه دارد.( البته باید حواسش باشد که آمار تحریمی ها ، در اصل نشانگر مقبولیت او و امثال او در میان مردم نیز هست.) اما اگر کسی آلترناتیوی ندارد ، برنامه ای هم ندارد ، تحریم انتخابات جنبه احساسی و منفعلانه خواهد داشت که به نفع خود تحریم کننده هم نیست خصوصا الآن که واقعا انتخاب بین بد و بدتر وجود دارد و نمی شود گفت که همه سر و ته یک کرباسند. بهترین اثری که در روزهای اخیر در مورد موضع منفعلانه دیده ام این شاهکار مانا نیستانی است که به خوبی نشان می دهد برای رسیدن به آفتاب نباید با خودمان و بقیه قهر کنیم اگرچه راه دشوار و طولانی باشد:
2- رای به احمدی نژاد
کسانی که می خواهند به احمدی نژاد رای بدهند تا حکومت زودتر ساقط شود و و حکومتی که به لبه پرتگاه برده شده به درون دره پرت شود ، باید بدانند که این به قیمت نابودی کشور تمام می شود ، زیرا تجربه نشان داده است اینها قبل از اینکه ریشه شان زده شود ریشه همه را می زنند. ساده ترینش ، در گیر کردن کشور در یک جنگ خارجی یا داخلی است.
اگر کسی می خواهد به احمدی نژاد رای دهد به این امید که دست دزدان را رو کند و مفسدان را بر جای خود بنشاند ، سخت در اشتباه است ، چون او این کار را در 4 سال نکرده و در 400 سال هم نخواهد کرد. دزدانی که او می خواهد معرفی کند همه پدران مادی و معنوی او هستند.
اما اگر کسی واقعا از عملکرد احمی نژاد راضی باشد و علاقمند باشد به او فرصتی بدهد تا کارهایش را به انجام برساند ، بسم الله.
2- رای به رضایی:
اگر کسی رضایی را از نزدیک می شناسد و مدیریت او را دیده است ، باکی نیست ، ولی اگر کسی با شنیدن حرفهای اطو کشیده و مدرن او می خواهد به او رای بدهد ، او را به سایت تابناک ارجاع می دهم که آیینه تمام نمای تفکر رضایی و اطرافیان اوست. نخبگانی که او از آنها یاد می کند ، همه در آنجا قابل شناسایی هستند. کافی است به تیتر مقاله ها و نام و تصویرنویسندگان آنها نگاهی بیاندازید تا دستگیرتان شود نخبگانی که او از آنها یاد می کند چه کسانی هستند.
3- رای به مهدی کروبی:
آدم هایی که از کروبی حمایت کرده اند از خود او هیجان انگیز ترند. سروش ، عبدی ، کرباسچی ، نجفی ، ابطحی ، کدیور، سید جواد طباطبایی ، تقی رحمانی ، احمد زید آبادی ،حسن یوسفی اشکوری ، عماد باقی ، بابک احمدی ، انجمن اسلامی پلی تکنیک و بسیاری دیگر. وقتی آدم دلایل رای دادن به کروبی را از زبان اینها می شنود ، مجاب می شود که به او رای بدهد.
بدون شک انتخاب شدن کروبی باعث هیجان انگیز شدن فضای سیاسی ایران بعد از انتخابات می شود ، چون با رییس جمهور شدن او و شروع تغییراتی که قولش را داده است چالشهای درون حکومتی آغاز می شود ، که شاید سرآغاز استحاله نظام سیاسی ایران باشد ، چیزی که همه از خاتمی انتظار داشتند و نشد. اگر کسی بخواهد بعد از انتخابات دچار یاس و دلمردگی و روزمرگی نشود بهتر است به کروبی رای دهد.
4- رای دادن به موسوی
موسوی اگرچه بزرگترین شانس پیروزی را دارد ، درست از لحظه پیروزی ، نا امید کردن طرفداران خود را شروع خواهد کرد ، چرا که بیشتر طرفداران او تحول خواه هستند ، در حالیکه جامعه آرمانی او جامعه آرمانی دوران نخست وزیری اوست. جامعه ای بسته ، به شدت کنترل شده ، تک صدایی و ارزشی. همانطور که از دست مجری مناظره ها عصبانی شد ، از دست دیگرباشان و دیگر اندیشان هم خسته و عصبانی خواهد شد و ناچار به آغوش رهبر و اعوان و انصار همیشه در صحنه اش پناه خواهد برد . انصاری که اگر چه از او نیستند ولی برای او مفید خواهند بود ، همانگونه که برای هاشمی و خاتمی مفید بودند. شک نیست که در زمان موسوی فیلمهای بیشتری ساخته خواهد شد ، کتابهای بیشتری چاپ خواهد شد ، و روزنامه های بیشتری انتشار پیدا خواهد کرد ، ولی سکون قبرستانی اجتماع را از الآن می شود پیش بینی کرد. اگر کسی حال و حوصله دعواهای حکومتی را ندارد و می خواهد به حداقل ها برسد بدون بلند پروازی و آرمان گرایی ، بهترین انتخاب ، موسوی است ، چون قصد درگیر کردن خود با هیچ یک از لایه های حکومت را ندارد و نهایتا کاری خواهد کرد که مجرای تنگی که حکومت برای مردم ایجاد کرده است را قدری گشاد تر کند که از قضا بد هم نیست. اما برای کسانی که دهه شصت را تجربه کرده اند ، تصور برگشتن به آن دوران سیاه ، جدا رنج آور است ، و این چیزی است که در انتظار ماست. ویدئوی زیر سیاست آرمانی ، کابینه آرمانی ، معنویت و ارزش های موسوی را به خوبی نشان می دهد. چیزهایی که او با نوستالژی خاصی از آنها یاد می کند ، ولی در این هیاهو ها کسی آنها را نمی شنود. هیاهو ها که خوابید ، خواهیم دید که خواهد گفت : من که گفته بودم!
5- رای باطله در دور اول:
برای کسانی که دل خوشی از حکومت جمهوری اسلامی ندارند و لی می خواهند به کروبی و موسوی و رضایی رای بدهند تا از انتخاب احمدی نژاد جلوگیری کنند ، شاید بهترین کار دادن رای باطله باشد تا امکان به اکثریت رسیدن احمدی نژاد در دور اول را ازبین ببرند و در عین حال حضور معترضانه خود را به رخ صاحبان حکومت بکشند. اگر احیانا احمدی نژاد به دور دوم رسید ، با رای دادن به رقیب او می شود از انتخاب او جلوگیری کرد. عمار ملکی در این باره تفصیل بیشتری داده است که آدمهای مخالف جمهوری اسلامی را مجاب می کند.
خطرهای پیش رو:
1- کودتای بسیج و سپاه.
همه می دانند که بخش هایی از بسیج و سپاه به شدت متحجر و خشن هستند. اگر احساس کنند که گردونه دارد از دست آنها خارج می شود ، از هیچ خشونتی دریغ نخواهند ورزید ، درست مثل بلایی که طالبان بر سر افغان ها آورده اند. اقلیتی که خود را با زور بر اکثریت تحمیل می کنند ولو با کشتن و جنایت و کارهای غیر انسانی دیگر. واقعیت این است که طالبان ایران نیز اکنون تا بن دندان مسلح اند و نیز ثروتمند. آنچه که در برانگیختن این طالبان نقش اساس ایفا خواهد کرد حرکت های اجتماعی مناقشه انگیز است. چون متحجرند ، بیشتر در مقابل تجدد ، عنان از کف می دهند. از بین کاندیداهای موجود ، به نظر می آید موسوی موقعیت بهتری برای کنترل این اوضاع داشته باشد چون عده ای از اصولگراها و بخش هایی از سپاه و بسیج هم با او هستند.
2- تقلب اساسی:
تیم برگزار کننده انتخابات چه در وزارت کشور و چه در شورای نگهبان هیچ ابایی از تقلب ندارند. به خوبی دیده ایم که در گذشته شورای نگهبان چطور با جرزنی سرنوشت انتخابات یک منطقه را عوض کرده است. از دروغ های احمدی نژادی هم می شود فهمید که وزارت کشور هم در این داستان با شورای نگهبان کمال همکاری را خواهد داشت. متاسفانه ناظرهای صندوق ها هم جز گزارش دادن کاری از دستشان بر نمی آید. گزارش هایی که یا به شورای نگهبان خواهد رفت یا به وزارت کشور یا به قوه قضاییه یا به دفتر رهبری، که سرنوشت همه آنها روشن است. برای کاهش احتمال چنین اتفاقی هم باز کاندیدای مناسب موسوی است که حمایت هاشمی را دارد بلکه بتواند به رهبر فشار بیاورد.
در مقابل این دو خطر و این دو احتمال ، فقط باید توکل کرد و پیش رفت. یعنی باید فرض کرد که تقلب اساسی نمی شود و طرف بازنده ، کودتا نخواهد کرد. ولی اگر هر یکی از اینها اتفاق افتاد ، استحاله ای عظیم در نظام سیاسی جمهوری اسلامی پدید خواهد آمد که الزاما چیز بدی هم نیست.
--------------------------
پی نوشت:
از دوستانی که در طول مدت غیبت من ، از من قطع امید نکردند و احوال پرس بودند و مشوق ، سپاسگزارم. امیدوارم چشمه های احساس بجوشند تا از دل آن آوازی در آید و من اینجا تقدیم کنم. علت غیبت طولانی را که بخشی از آن پزشکی بود ، بعد از انتخابات برایتان می نویسم.