خودآموز آواز ایرانی کلاس آنلاین تماس
آواز بعدی
آواز قبلی


Balatarin
آواز امروز

تصنیف راجع - شب نورد

mp3   real
دسته بندی آوازها








بر اساس مایه و مقام
شعر آواز

شب است و چهره میهن سیاهه
نشستن در سیاهی ها گناهه
تفنگم را بده تا ره بجویم
که هرکه عاشقه پایش به راهه
برادر بی قراره
برادر شعله واره
برادر دشت سینه ش لاله زاره
شب و دریای خوف انگیز و توفان
من و اندیشه های پاک پویان
برایم خلعت و خنجر بیاور
که خون می بارد از دل های سوزان
برادر نوجوونه
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتشفشونه
تو که با عاشقان درد آشنایی
تو که همرزم و هم زنجیر مایی
ببین خون عزیزان را به دیوار
بزن شیپور صبح روشنایی
برادر بی قراره
برادر نوجوونه
برادر شعله واره
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتشفشونه


(سیاوش کسرایی یا اصلان اصلانیان)
---------------------------------------
* به جای برادر بگذارید خواهر این بار.

موسیقی آواز

تصنیفی در گوشه بیات راجع آواز دشتی، ساخته محمد رضا لطفی. اجرای من در دشتی "ر" یک پرده پایین تر از اجرای اصلی با مترونوم ۱۱۰. شعر آن را سعید مشکین قلم در کتاب تصنیف ها و ترانه ها ، به سیاوش کسرایی نسبت داده و صاحب ترانه زمستان به اصلان اصلانیان.

برای مشاهده نت آواز کلیک کنید.


اگر دوست دارید اجرای دقیق این تصنیف را با صدای خواننده ماشینی بشنوید و نوتهایش را دنبال کنید، اینجا را کلیک کنید.

حرف و سخن

این تصویر از جلو چشمم نمی رود. نمی دانم تصویر همان خودکشی دانشگاه لاهیجان است یا تصویری دیگر. ولی مگر فرقی هم می کند؟



این جنازه من است اینجا بر زمین افتاده.
این جنازه توست اینجا بر زمین افتاده.
این جنازه وطن ماست که اینجا بر زمین افتاده.
این جنازه حیثیت انسان است که اینجا بر زمین افتاده.
این همان دختری است که خود را در چاه افکند.
این همان همسری است که خود را آتش زد.
این همان بانوی جوانی است که خود را آویخت.
این تجسم درماندگی و استیصال است در مقابل ستمی که پایان ندارد.
این نماد خود تخریبی ملتی است که راه فرار ندارد.
همه دارند خودشان را می کشند و خبر ندارند.
یکی خود را در خمره مستی هلاک می کند ، دیگری در دود افیون.
همه داریم خودمان را می کشیم.
در درس می کشیم ، در کار می کشیم. در کسب می کشیم. در پیدا کردن راه فرار می کشیم.
هنوز خود تخریبی ما تا آنجا نرفته که با خود ، دیگران را هم بکشیم ، ولی کارمان به آنجا هم خواهد کشید.
اگر تجاوز عریان اشغالگران ، فلسطینیان را به آن کار کشاند، ستم اشغالگران ایران هم ما را به این کار خواهد کشاند.
مگر نه این است که بیشترمان منتظر حمله خارجی ها نشسته ایم یا لااقل می اندیشیم که چاره ای جز آن نمانده؟
مگر این خود تخریبی نیست؟
استیصال ، ملت ما را به خود تخریبی کشانده ، همانگونه که آن دخترکان را کشانده بود.
با ما همچون مردم سرزمین های اشغال شده رفتار می شود.
ما اشغال شده ایم.
سرزمین ما به دست مردمانی از سرزمین خودمان اشغال شده است.
مگر مغولان دور ما دایره نکشیدند که اگر از آن خارج شویم بکشندمان.
مگر الآن غیر از این می کنند با ما و فرزندانمان؟
دل خوشیم که گاهی دزدانه پایمان را بیرون دایره می گذاریم و نمی بینند.
اما حقیقت این است که ما اشغال شده ایم.
ما سیاه بختان روی زمین هستیم.
اما....
در این میان ، سربدارانی نه اشغال را به جان خریده اند ، نه حصار ها و دایره ها را پذیرفته اند
آنها همان شیپور به دستان صبح روشنایی اند.
سینه هاشان بی قرار و کاکل هایشان آغشته به خون .
با اندیشه های پاک
بدون نیاز به تفنگ و خنجر
با شب و سیاهی در ستیزند
درود بر آنها.

رده: دشتی . ساخته های دیگران . 
۵ تیر ۱۳۸۷     June 25, 2008
آواز بعدی   آواز قبلی
نظر شما (۸)
برای شنیدن آوازها به طور پیوسته ، اینجا را کلیک کنید.

وبلاگ دوستان

اگر مایلید از بروز شدن این وبلاگ با ایمیل مطلع شوید، آدرس ایمیلتان را در زیر بنویسید و دکمه ثبت نام را بزنید.