آموزش کلاس آنلاین پادکست تماس
آواز بعدی
آواز قبلی

آواز امروز

آواز مینور - تصویر وطن

mp3   real
دسته بندی آوازها








بر اساس مایه و مقام
شعر آواز

ای سلامم ، ای سرودم
ای نگهبان وجودم
ای غمم تو، شادی ام تو
مایه آزادی ام تو ... ای وطن!

ای دلیل زنده بودن
ای سرودی صادقانه
ای دلیل زنده ماندن
جان پناهی جاودانه ... ای وطن!

همچو رویش در بهاران
همچو جان در هر بدن
مثل بوی عطر گلها
مثل سبزی چمن ... ای وطن!

مثل راز شعر حافظ
مثل آواز قناری
همچو یاد خوشترینها
همچو باران بهاری ... ای وطن!

مثل غم در مرگ مادر
مثل كوهٍ غُصه هايی
مثل سربازان عاشق
قهرمان قصه هايی ... ای وطن!

همچو آواز بلندی
از بلندیهای پاك
باغروری، با گذشتی
با وفایی همچو خاك ... ای وطن!

(زنده یاد نادر ابراهیمی)


موسیقی آواز

ساخته فریدون شهبازیان در مینور. اجرای من در مینور سل با مترونوم تقریبی ۱۱۰. اجرای اصلی آن توسط محمد نوری را در سایت آقای ابراهیمی بخش سرودها بشنوید. آقای نوری این ترانه را با حالتی شبیه ۶٫۸ شروع می کند ولی من از ابتدا تا اانتها با ریتم اصلی که ۴٫۴ است خوانده ام. به خاطر همین شیرین کاری استاد نوری ، کار استخراج نوت با قدری خون جگر همراه شد!

اگر دوست دارید اجرای این تصنیف را با صدای خواننده ماشینی بشنوید و نوتهایش را دنبال کنید ، اینجا را کلیک کنید.

حرف و سخن

برای زنده نگاه داشتن یاد نادر ابراهیمی در این صفحه ، از همسرم ، که با او بسی آشناتر بود، خواستم که میهمان نکته امروز باشد. متن زیر حاصل اجایت این دعوت است:

"شنیدن خبر در گذشت نادر ابراهیمی بود و هجوم خاطره و اشک و تنگی دل. خاطرات کودکی و نوجوانی و جوانی. از سفرهای دور و دراز هامی و کامی در وطن ، تا خانه ای برای شب و افسانه باران و داستان عاشقانه هلیا ، مکان های عمومی ، در حد توانستن ، آتش بدون دود ، و ...
داستانها و کتابها یکی یکی به یادم آمد و همراهش همه خاطره هایی که مدتها از خاطر رفته بودند. یادم آمد که چه با اشتیاق با دوستان کتابهایش را می خواندیم مکرر در مکرر ، و چقدر کتابهایش را هدیه می دادیم به همدیگر ، به دوستان دیگر و دوستان ِ دوستان دیگر. چقدر نوشته هایش را از بر بودیم و جمله های همدیگر را کامل می کردیم با تک جمله های به یاد ماندنی کتابهایش.
یادم آمد که چقدر بیشتر عاشق وطنم بودم وقتی نادر ابراهیمی می خواندم ، چون عاشقانه و خالصانه از گوشه گوشه این وطن دردمند می نوشت. چقدر سبک نوشتنم شبیه او شده بود ، صادق و ساده. یاد تصویرگری های او برای کتابهای کودکانه اش افتادم و اینکه چقدر تاثیر گذار و به یاد ماندنی بودند. خیلی چیزها به یادم آمد و دلم گرفت و دلم بیشتر گرفت. دلم برای کتابهایش و کتابخانه ام بیشتر تنگ شد ، و این سالهای دوری از وطن طولانی تر شد از آنچه بود.
نادر ابراهیمی عاشق ایران بود، عاشق وجب به وجب این خاک. عاشق کودکان ایران بود . می نوشت از آنچه اعتقاد داشت و برای آنکه و آنچه بدان عشق می ورزید.
آری ، جسمش از اینجا رفت ، ولی مگر می شود که از یاد ما برود؟ مگر می شود که کودکان فردای ایران نشناسندش و دوستش نداشته باشند؟ مگر می شود عاشق هلیا و سولمازش نشوند و اشک نریزند وقتی گالان اوجا را سر چاه با تیر می زنند؟
نادر ابراهیمی در من زنده است و در دوستان من و خیلی های دیگر، و زنده می ماند در آنها که بعد از ما می آیند. اگر چه از دست دادن او دردناک است و سوگ آفرین ، می توانیم شاد باشیم از داشتن او در کتابهایش ، شعرهایش ، تصویرگری هایش و آثارش، و چون خودش بگوییم:

دلا ناله و مویه بس کن دگر
زمان خطر کردن آمد خطر
دلا واژگون کن غمم را چنان
که حیران شود واژگونه جهان
دلا زنده شو زندگی ساز شو
نه سیمرغ بل ذات پرواز شو"


-------------------------
این آواز هم سروده و ساخته آن زنده یاد است:
سفر برای وطن

رده: ساخته های دیگران . مینور . 
۲۹ خرداد ۱۳۸۷     June 18, 2008
آواز بعدی   آواز قبلی
نظر شما (۷)
404 Not Found

Not Found

The requested URL /display_raw.php was not found on this server.


Apache/2.2.3 (Debian) PHP/5.2.0-8+etch13 Server at rpc.blogrolling.com Port 80
اگر مایلید از بروز شدن این وبلاگ با ایمیل مطلع شوید، آدرس ایمیلتان را در زیر بنویسید و دکمه ثبت نام را بزنید.