آموزش کلاس آنلاین پادکست تماس
آواز بعدی
آواز قبلی

آواز امروز

آواز ماژور - گنجیشک و برف و بارون

mp3   real
دسته بندی آوازها








بر اساس مایه و مقام
شعر آواز

گنجیشکِ من پر زد و رفت .
به لونه شون سر زد و رفت .
تو دشت و تو بیابون ،
می باره برف و بارون .

گنجیشکِ من تنها رفته .
به کوه و صحرا رفته .
تو دشت و تو بیابون ،
می باره برف و بارون .

گنجیشک اشی مشی ،
می ترسم مریض بشی .
تو دشت و تو بیابون ،
می باره برف و بارون .

تنت گرم و بارون سرده ،
پرت نرم و سرما درده .
تو دشت و تو بیابون ،
می باره برف و بارون .

آبت کم بود یا دونه ت ؟
برگرد بیا به خونه ت .
تو دشت و تو بیابون ،
می باره برف و بارون .

(ثمین باغچه بان)

ترانه های سرزمین خورشید

موسیقی آواز

آوازی در ماژور ، ساخته ثمین باغچه بان. اجرای من در ماژور سی بمل با مترونوم ۵۵.

نوت آنرا از کتاب رنگین کمون تصویر برداری کرده ام. نوت آن در ماژور دو نوشته شده است.

حرف و سخن

از موقعی که ثمین باغچه بان از میان ما رفت ، می خواستم ادای احترامی کنم و ادای دینی، ولی چه می شود کرد که نوشتن من در اینجا گیر است به آواز و آواز هم همیشه نمی آید.

سال هفتاد بود که آلبوم "رنگین کمون" ثمین را از نمایشگاه کتاب خریدم و مکرر در مکرر گوش کردم، کاری که معمولا نمی کنم. موسیقی این مجموعه چنان رنگ آمیزی و ترکیبی دارد که هر بار می شنوی برایت تازه است. تصاویر شعری آوازها هم آنقدر وهم انگیز و خلاف عادت است که به راحتی رام ذهن نمی شود و از این رو می طلبد که باز شنیده و خوانده شود. ابته باید به همه اینها اجرای استادانه خانم قصری و خانم باغچه بان و نیز ارکستر سنفونیک رادیو وین و گروه کر خانم باغچه بان را افزود ، که اثری فراهم آورده که برگ زرینی در پرونده موسیقی سرزمین ماست و روز به روز بر اعتبار آن افزوده خواهد شد. حتی نسل های بعدی هم از شنیدن آن لذت خواهند برد و به نوعی احساس افتخار خواهند کرد که هنرمندی چنین خلاق و پیشرو داشته اند.

ولی ستایش های ما و نسل های بعد از ما دیگر سودی به ثمین باغچه بان نخواهند رساند. کج خلقی ها و زشتی ها و ناروایی های جامعه ما او را به تبعیدی ناخواسته کشاند و سبب شد در سرزمینی زندگی کند و نهایتا با زندگی بدرود بگوید که سرزمین او نبود و تعلقی بدان نداشت. و این قصه غم انگیز بی شمار ایرانی های ترک وطن گفته ای است که به دام تبعیدی نا خواسته گرفتار آمده اند و عاقبت نه در خانه خود بلکه در خانه دیگران سر بر زمین خواهند گذاشت. نه مردم ایران چنان که باید از وجود آنها بهره مند می شوند و نه خودشان کامی که می خواهند از زندگانی می گیرند. این همه محنت و زیان فقط برای این که صاحبان قدرت در آن سرزمین با کسانی که از جنس خودشان نبوده و نیستند سر ستیز داشته و دارند. کسانی که حوصله و توان و تحمل ستیز ندارند و قدرت سازگار کردن خود با آنچه قدرت می فرماید هم ندارند ، و امکان هجرت و مهاجرت دارند ، خود را از آن مهلکه می رهانند، غافل از اینکه خود را به دام مهلکه ای دیگر می اندازند، مهلکه غربت و فراق و تبعید و حسرت و مرگ در خانه دیگران.

و از قضا این آواز هم روایت همین قصه پر غصه است که:
گنجیشکِ من تنها رفته .
به کوه و صحرا رفته .
تو دشت و تو بیابون ،
می باره برف و بارون .
ولی چه چاره که راه جلای وطن راه سخت بازگشت و چه بسا بی بازگشتی است. چه خوب می شد حاکمان خانه بر فرزندان و صاحبان خانه زندگی را چنان تنگ نمی کردند که همه با اشتیاق ، عشق و کودکی و نوجوانی و خانه و کاشانه خود را رها کنند و سر به کوه و بیابان بگذارند.

راستی نقاشی هایی که در زمینه وبلاگ می بینید ، اثر پرویز کلانتری است که برای آواز "باغ ما پرچین داره" کتاب "رنگین کمون" کشیده است. این آواز به نظر من ملی ترین آوازی است که در تاریخ ما سروده و اجرا شده است، و من هم آن را اینجا خواهم خواند. آوازی که از عشق به ایران نشات گرفته و عشق به ایران را در سینه ها زنده نگاه می دارد.

-------------------------------------------
بعد از نوشت:
پیشنهاد می کنم مقدمه ای که ثمین برای کتاب رنگین کمون نوشته را از اینجا بخونین: ترانه های سرزمین خورشید

رده: ساخته های دیگران . ماژور . 
۹ خرداد ۱۳۸۷     May 29, 2008
آواز بعدی   آواز قبلی
نظر شما (۶)
بلاگ رولینگ در دسترس نیست
اگر مایلید از بروز شدن این وبلاگ با ایمیل مطلع شوید، آدرس ایمیلتان را در زیر بنویسید و دکمه ثبت نام را بزنید.