شعر آواز
از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سرو قدشان، سروُ ، جانم سروُ ، خدا سروُ خمیده
در سایه گل بلبل از این غصه خزیده
گل نیزُ چو من در غم ، جانم در غمشان جامه دریده
چه كج رفتاری ای چرخ
چه بد كرداری ای چرخ
سر كین داری ای چرخ
نه دین داری نه آیین داری ای چرخ
از اشك ُ همه روی زمین زیر و جانم زیر و خدا زیر و زبر كن
مشتی گرت از خاك وطن هستُ جانم هستُ خدا هستُ به سر كن
غیرت كن و اندیشه ایام بتر كن
اندر جلو تیر عدو، جانم ، عدو سینه سپر كن
چه كج رفتاری ای چرخ
چه بد كرداری ای چرخ
سر كین داری ای چرخ
نه دین داری نه آیین داری ای چرخ
(عارف قزوینی)