شعر آواز
ای مه من (جانم)، ای بت چين (یارم) ای صنم
لالـه رُخ و (جانم) ، زهره جبین (یارم) ای صنم
تا به تـو دادم دل و دين ای صـنم
برهمه كس گشته یقين ای صنم
من زتو دوری نتوانم دیگر
جانم وز تو صبوری نتوانم دیگر
بيا حبيبم، بيا طبيبم
بيا حبيبم، بيا طبيبم
هر كه تو را (جانم) ديده ز خـود(یارم) دل بريد
رفته ز خود (جانم)، تا كه رُخت(یارم) را بديد
تير غمت، چون(*) به دل من رسيد
همچو بگفتم كه همه كس شنيد
من زتو دوری نتوانم دیگر
جانم وز تو صبوری نتوانم دیگر
بيا حبيبم، بيا طبيبم
بيا حبيبم، بيا طبيبم
ای نفـس انس تـو احيای من
چون تويی امروزه مسيحای من
حالت جمعی تو پريشان كنی
وای به حال دل شيدای من
من زتو دوری نتوانم دیگر
جانم وز تو صبوری نتوانم دیگر
بيا حبيبم، بيا طبيبم
بيا حبيبم، بيا طبيبم
(شیدا)
به اشتباه ، "تا" خوانده ام.