شعر آواز
امشب در سر شوری دارم
امشب در دل نوری دارم
باز امشب در اوج آسمانم
رازی باشد با ستارگانم
امشب يک سر شوق و شورم
از اين عالم گويی دورم
از شادی پر گيرم که رِسَم به فلک
سرود هستی خوانم در بر حور و ملک
در آسمانها غوغا فکنم
سبو بريزم ساغر شکنم
امشب يک سر شوق و شورم
از اين عالم گويی دورم
با ماه و پروين سخنی گويم
وز روی مه خود اثری جويم
جان یابم زین شبها
جان یابم زین شبها
ماه و زهره را به طرب آرم
از خود بی خبرم
ز شعف دارم نغمه ای بر لبها
نغمه ای بر لبها
امشب يک سر شوق و شورم
از اين عالم گويی دورم
امشب در سر شوری دارم
امشب در دل نوری دارم
باز امشب در اوج آسمانم
رازی باشد با ستارگانم
امشب يک سر شوق و شورم
از اين عالم گويی دورم
(کریم فکور)