Human beings are members of a whole,
in creation of one essence and soul.
If one member is afflicted with pain,
other members uneasy will remain.
If you have no sympathy for human pain,
the name of human you cannot* retain.
(Sa'di)
Translated by M. Aryanpoor
-------------------
* I sang it "shall not" by mistake, but found it more appropriate, so didn't change it!
موسیقی آواز
آوازی در ماهور فا.
مدتها بود می خواستم آواز سنتی خودمان را با ترجمه انگلیسی اشعار فارسی تلفیق کنم ، تا این که قرعه فال به نام این شعر سعدی افتاد که در سایت عارف بلوچی دیدم و به نظرم یکی از زیباترین ترجمه های این شعر سعدی است. مقایسه ترجمه های مختلف را می توانید در اینجا ببینید.
حرف و سخن
نگاهی به کارهای خیریه
من به این واژه خیریه حساسیت دارم و یک جورهایی از این واژه بدم می آید. به نظرم کارهایی که اسم خیریه روی آن می گذارند ، وظیفه آدمیزاد در مقابل آدمیزاد است. وظیفه ای که از احساس برابر بودن با بقیه آدمها نشات می گیرد. وقتی با دیگران احساس برابری می کنی درد آنها را بر نخواهی تافت چون در واقع درد تو نیز هست. یا همانگونه که سعدی میگوید احساس می کنی عضو پیکره ای هستی که وقتی عضوی از آن به درد می آید تو را هم به درد می آورد.
بر این اساس ، از خیریه هایی که برای رضای خدا و برای کسب ثواب اخروی و اعتلای دین و مذهب بنا می شود ، به همان اندازه گریزانم که از آنهایی که کسانی برای به دست آوردن پایگاه اجتماعی و کسب شهرت بنا می کنند تا گوشه کوچکی از ثروت بیکرانشان را به این و آن ببخشند. چیزی که در کار آنها غایب است و یا در مقام فروتر می نشیند انسان است. انسانهای ناتوان و محتاج برای ایشان موجودات لازم الوجودی هستند که آنها را به نام و نشانی برسانند.
همیشه فکر می کنم ضرر این خیریه ها از نفعشان بیشتر است چون قدرت صاحبانشان را به واسطه اعتبار اضافه ای که کسب می کنند بیشتر می کند و فاصله آنها را با کسانی که بهشان خدمت می کنند بیشتر و بیشتر می کند. چیزی که حاصلی جز گسترش فقر و محرومیت ندارد.
اگر همه افراد بشر به این گفته سعدی میرسیدند ، دیگر جایی برای خیریه و کار خیر نمی ماند .