آموزش کلاس آنلاین پادکست تماس
آواز بعدی
آواز قبلی

آواز امروز

آوازی در ماهور - پیام مهر

mp3   real
دسته بندی آوازها








بر اساس مایه و مقام
شعر آواز

هر که در این سرا در آید نانش دهید
و از ایمانش مپرسید
چه آنکس که به درگاه خدا به جان ارزد
البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد

(شیخ ابوالحسن خرقانی)

موسیقی آواز

آوازی در ماهور می.

چندی پیش این سروده ابوالحسن خرقانی را در وبلاگ پروانه دیدم و چنان بر دلم نشست که بی درنگ آوازی برای آن تدارک دیدم. اما به دلیل سرماخوردگی نتوانسته بودم ضبط کنم تا الآن.

برای ضبط این آواز ، میکروفون و همچنین پارامترهای ضبط صدا را تغییر داده ام. به نظر خودم می آید که بهتر شده است . امیدوارم به نظر شما هم چنین بیاید.

حرف و سخن

نگاهی به جان و حرمت ِ آن

جان ، به نظر من یکی از اسرار آمیز ترین پدیده های عالم است. نه می دانیم که چیست ، و نه می دانیم چگونه ایجاد شده و می شود. سالیان سال ، بشر کنجکاو ، با هر ابزاری که داشته ، تلاش کرده تا به کنه آن پی ببرد ولی هرگز نتوانسته است. شاید بتوان گفت دو نظریه کلی در این مورد وجود دارد: یکی آن که جان را کارکرد و اندر کنش یک سیستم فیزیکی - شیمیایی می داند ، و دیگر آن که جان را متاعی از عالم ورای ماده می داند که با ماده اندرکنش می کند و آن را به فعالیت وا می دارد. نگاه اول ، ارسطویی است که هنوز هم پیروانش را دارد و نگاه دوم ، افلاطونی که طرفدارانش بسی پر شمار تر است. تشخیص اینکه کدامیک از این دو دیدگاه به حقیقت واقع نزدیک تر است ، از عهده آدمیزاد خارج است ، حتی اگر دانش او از اینکه هست بسی بالاتر هم برود. همانگونه که پیشرفت خارق العاده دانش بشری از دو هزار سال پیش تا الآن کمکی به حل این معما نکرده است ، بعد از این هم نخواهد کرد. تنها در صورتی می توان پاسخ این سوال را پیدا کرد که در مقام آفریدگار نشست و یا به قول مولانا به کارگاه خداوند وارد شد ، که نه آن ممکن است و نه این.

من فعلا با این قسمت اندیشه سوز "جان" کاری ندارم. اندیشیدن به آن را به کسانی می سپارم که از این بازی اندیشه لذت میبرند و کاری هم جز این ندارند. سرگرمی خوبی است ، اگر از قِبل آن نامی و نانی برسد.

من می خواهم نکته ای را بگویم از فرط وضوح مورد غفلت واقع می شود ، و آن اینکه اولا "جان" ، چیزی که بشر عطا کرده باشد نیست ، که به راحتی آن را بستاند. ثانیا اینکه "جان" ، چیز شیرینی است و نباید آن را به تلخی کشاند. "جان" ، حرمت دارد ، چون غیر قابل جایگزینی است ، و چون حرمت دارد باید پاس آن را داشت و از آن به جِد مراقبت کرد و بدان آزاری نرساند. گرفتن جان و آزردن جان باید آخرین راههایی باشد که یک فرد بشر برای بقای خود بدان متوسل می شود، ولو جان یک مگس باشد. هزاران مگس را می توان در یک ثانیه بی جان کرد ، اما اگر همه عمر در کار شویم که جان به یکی باز گردانیم نمی توانیم. مگس جان دارد و جانش شیرین است و از سهمی که از جهان به او داده شده است لذت می برد، چرا من به جای راندن او جان او را بستانم و او را از بهره بردن از زندگانی محروم کنم؟ این را برای مگس گفتم که خونش نزد همه مباح است ، انسان که دیگر جای خود دارد.

می خواهم بگویم که جان حرمت دارد . جان حرمت دارد. جان حرمت دارد.
نان هم حرمت دارد چون به خدمت جان در می آید. جان بی نان شیرینی ندارد. بی حرمتی به نان مردم ، بی حرمتی به جان مردم است.
و بی حرمتی کردن به جان مردم ، فرونشستن از مقام انسانیت است.
-----------------------------
و در اینجا به عنوان یک ایرانی شهادت می دهم ، که زمامداران کنونی ایران که جان و نان ایرانی به دستشان است ، نه برای جان او حرمت قائلند نه برای نان او. جان و نان ایرانی برای آنها بازیچه ایست برای دو روز سروری بیشتر ، و خدمت کردن به اندیشه های موهومی که جز در تاریکخانه ذهن آنان جایگاه دیگری در عالم واقع ندارد. باید یک صدا از آنها بخواهیم که زمام مملکت را به کسانی بسپارند که لااقل برای "جان" ایرانی حرمت قائل باشند. کسانی که به گفته خودشان ، عاشق شهادت اند ، یعنی برای جان خودشان هم حرمت قائل نیستند ، تازه اگر راست بگویند ، نمی توانند متصدی جان و نان مردم باشند. من به بانگ بلند و با کمک گرفتن از ابوالحسن خرقانی می گویم که نمی توانند!! شما هم اگر با من هم عقیده اید با هر وسیله ای که دارید ، این را بگویید.

رده: ماهور . 
۲۲ آذر ۱۳۸۵     December 13, 2006
آواز بعدی   آواز قبلی
نظر شما (۱۲)
404 Not Found

Not Found

The requested URL /display_raw.php was not found on this server.


Apache/2.2.3 (Debian) PHP/5.2.0-8+etch13 Server at rpc.blogrolling.com Port 80
اگر مایلید از بروز شدن این وبلاگ با ایمیل مطلع شوید، آدرس ایمیلتان را در زیر بنویسید و دکمه ثبت نام را بزنید.