خودآموز آواز ایرانی کلاس آنلاین تماس
آواز بعدی
آواز قبلی


Balatarin
آواز امروز

تصنیف ماهور - شب

mp3   real
دسته بندی آوازها








بر اساس مایه و مقام
شعر آواز

چه غم آلوده شبي
شبي از دشنه و از دشمن پر
گرده ها زير فشار شب خم
سينه ها از غم شب خسته و زار
نه نسيمي، نه نواي مهري
نه اميدي، نه صداي پايي
شبي اينسان خاموش
شبي اينسان خونين
شبي اينسان ز كژانديشي پر
در كدامين تاريخ ، مي توان دیگر يافت
در همه خلوت اين شام سياه
وندرين ظلمت محض
به كدامين اميد، مي توان ديگر بود
به كدامين فرياد مي توان سينه سپرد
به چنين تيره شبي ، نتواني آويخت
ژنده پيراهن خويش
خشم طوفان مددي
رعد و بوران سببي
تا بميراني ديو، تا بسوزاني دد
و برآري خورشيد از دماوند بلند

زنده یاد پروانه اسکندری (فروهر)

موسیقی آواز

تصنیف خود ساخته ای در ماهور. اجرا در ماهور فا با مترونوم ۸۰. در نوشتن این تصنیف ، خودم را از قید میزان بندی های متداول چند چندم رها کرده ام. همانگونه که در نوت آن مشاهده می کنید هیچگونه خط میزانی وجود ندارد. البته قطعه دارای ریتم است ولی ریتم آن درست مثل شعر نیمایی آزاد است و در قالب میزانهای متساوی نیست. من خودم تا الان ندیده ام کسی این کار را کرده باشد. اگر شما هم ندیده اید بگویید به نام این حقیر ثبتش کنند!!

هم نوازی این قطعه توسط کامپیوتر ایجاد و اجرا شده است.

برای مشاهده نت آواز کلیک کنید.

اگر دوست دارید اجرای دقیق این تصنیف را با صدای خواننده ماشینی بشنوید و نوتهایش را دنبال کنید، اینجا را کلیک کنید.

حرف و سخن

درست دو سال پیش این وبلاگ را با آوازی در نوا به یاد فروهر ها ، قربانیان قتل های پاییز 77 و نیز تابستان 67 شروع کردم. از برکت نام و یاد آنها شماره آوازهایی که خوانده ام از 100 گذشته است.
چند روز پیش که خبر برگزاری مراسم فروهر ها را دنبال می کردم سر از وبلاگ نوشین جعفری در آوردم که گزارشی در این باره نوشته بود. این شعر پروانه فروهر را برای اولین بار در آنجا دیدم. چه عجیب که می گفت " شبی از دشنه و از دشمن پر" ، و خود به ضرب دشنه دشمن از پای در آمد. هر چه می خواهم تصور کنم که در ذهن و قلب پرستو دخترشان چه می گذرد نمی توانم. پدر و مادرت را به فجیع ترین شکل ممکن به قتل برسانند ، قاتل هایشان هم معلوم باشند و راست راست بگردند ، وکیلشان هم همچنان در زندان باشد ، تازه اجازه برگزاری مراسم سالگرد حتی در خانه خودشان هم ندهند. به قول خود پروانه ، " در کدامین تاریخ ، می توان دیگر یافت " و " به کدامین امید می توان دیگر بود."

نمی دانم ، شاید این آواز مرهمی باشد بر زخم دل او و اینکه بداند ، خون پدر و مادرش و هیچ شهید دیگری نمی خسبد. خون ، شعر می شود ؛ شعر ، آواز ؛ آواز ، فریاد ؛ فریاد ، رعد ؛ رعد ، آتش ؛ و آتش ، خورشید. خورشیدی که می دمد و می سوزاند دیوهایی که به ظلمت زنده اند و ددانی که در تاریکی ریشه می دوانند. آمین!

رده: ماهور . 
۵ آذر ۱۳۸۵     November 26, 2006
آواز بعدی   آواز قبلی
نظر شما (۱۰)
برای شنیدن آوازها به طور پیوسته ، اینجا را کلیک کنید.

وبلاگ دوستان

اگر مایلید از بروز شدن این وبلاگ با ایمیل مطلع شوید، آدرس ایمیلتان را در زیر بنویسید و دکمه ثبت نام را بزنید.