آموزش کلاس آنلاین پادکست تماس
آواز بعدی
آواز قبلی

آواز امروز

ماهور - ۱۰- مرادخانی

mp3   real
دسته بندی آوازها








بر اساس مایه و مقام
شعر آواز

زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد
از سر پیمان گذشت بر سر پیمانه شد
شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب
باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد
مغبچه ای می گذشت راهزن دین و دل
در پی آن آشنا از همه بیگانه شد
آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت
چهره خندان شمع آفت پروانه شد
نرگس ساقی بخواند آیت افسونگری
حلقه اوراد ما مجلس افسانه شد
منزل حافظ کنون بارگه پادشاست
دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد

(حافظ)

موسیقی آواز

گوشه مرادخانی بر اساس ردیف استاد کریمی در ماهور "می".

آوانویسی آواز از مرحوم دکتر محمد تقی مسعودیه. تصویر برداری شده از کتاب ردیف آوازی استاد کریمی ، انتشارات سروش.


قسمتهای قرمز شده را برای بهتر شدن آواز ، نخوانده ام.


حرف و سخن

نگاهی به هنر (4)

در نکته قبلی گفتم که هنر هم مانند هر چیز دیگری هسته ای دارد و پوسته ای. اگر بخواهم روشن تر بگویم پوسته آن از جنس احساس است و هسته آن از جنس باور. می شود از احساس زیبایی که یک شعر در ما ایجاد می کند به باور آن چیزی که می گوید برسیم. این رسیدن از احساس به باور ، همان راهی است که مومنان می روند که ابتدا به چیزی ایمان می آورند و آنگاه هر آنچه در ورای آن هست را باور می کنند.بیهوده نیست که نقشی که روزگاری بر عهده پیامبران و رسولان بوده را اکنون بر عهده هنرمندان می گذارند چون به خوبی می دانند که مردم از طریق احساسشان به آنها دل می بندند یعنی ایمان می آورند ، انگاه هر آنچه می گویند را باور می کند حتی اگر باور کردنی نباشد. این طریقی است که عامیان که در اندیشیدن صرفه جویی می کنند بیشتر می روند. این طریقی است که هم مردم و هم هنرمندان را در وضعیت دشواری قرار می دهد. مردم باید حواسشان باشد که وقتی دل می بندند ، باور نکنند ، و هنرمندان باید متوجه مسئولیت سنگینی که بر دوششان گذاشته می شود باشند و از هنرشان لقمه های گوارا ولی زیان بار نگیرند. مثالی می زنم و عبور می کنم. گمان نکنم کسی در مقام هنری حافظ تردید داشته باشد. کتاب او پا به پای کتاب آسمانی این طرف و آن طرف می رود. در هر مجلسی حضور دارد و به هر مناسبتی خوانده می شود. برای صحت ادعا به آن استناد می شود. آن چنان مردم به آن ایمان آورده اند که حتی به آن تفال می زنند. اما آیا کسی نه در مقام تفسیر بلکه در مقام نقد آن بر آمده است که بگوید حرف حساب حافظ چه بوده است؟ یا کسی تلاش کرده است که از پوسته بگذرد و خود را باهسته در گیر کند؟ همین غزلی که من امروز خوانده ام ، وزن و قافیه اش را و زیبایی کلامش را که پوسته آن است از آن بگیرید و ببینید ته کار چه می ماند: یک آدم دنیا گریز گوشه گیر دیشب یا دم صبح به میخانه رفت و همه قول و قرارهایی که با خودش گذاشته بود را شکست و رفت سراغ پیمانه شراب. آن معشوق دوران جوانی در خواب به سراغش آمد و باعث شد که دو باره در دوران پیری عاشق و دلباخته و دیوانه شود. پسر بچه زیبارویی از آن طرفها رد می شد که هم دل او را برده بود و هم دین او را به گونه ای که جناب زاهد آن را آشنای خود گرفت و از پی او رفت و از همه مردمان دیگر بیگانه شد.

این است هسته این غزل زیبای حافظ. اگر بگویید این معنای اصلی آن نیست ، زاهد یعنی آدم واصل ، میخانه یعنی قلب ، پیمانه یعنی باده حقیقت و مغبچه یعنی انسان کامل ، می گویم این معادل سازی ها کمکی به زیباتر کردن هسته آن نمی کند.

تمایز هسته و پوسته یعنی تمایز احساس و عقل ، تمایز ایمان و باور ، و تمایز اصل و فرع ، تا چه را اصل بدانیم و چه را فرع.

رده: دستگاه ماهور . ماهور . 
۱۹ آبان ۱۳۸۵     November 10, 2006
آواز بعدی   آواز قبلی
نظر شما (۱۱)
404 Not Found

Not Found

The requested URL /display_raw.php was not found on this server.


Apache/2.2.3 (Debian) PHP/5.2.0-8+etch13 Server at rpc.blogrolling.com Port 80
اگر مایلید از بروز شدن این وبلاگ با ایمیل مطلع شوید، آدرس ایمیلتان را در زیر بنویسید و دکمه ثبت نام را بزنید.