شعر آواز
از بوسه ای زنده ام کن ای امید زندگانی
وصلت جوانی فزاید ای مایه جوانی
گر چه سپاه عتابت راند از کنارخویشم
چشمان عاشق فریبت خواند مرا نهانی
سر کن از طرب بانگ مستی
ای خوشا می و می پرستی
دانی که دولت چه باشد روی دلکش تو دیدن
در سایه سرو نازت چون سبزه آرمیدن
گه شکوه شام هجران پیش طره تو گفتن
گه مژده وصل و شادی از لعل تو شنیدن
ما و مستی از ملک هستی
ای خوشا می و می پرستی
سر کن از طرب بانگ مستی
ای خوشا می و می پرستی
ساقی ز جا خیز می در قدح ریز
قامت برافراز شوری برانگیز
کز دل برد غم وز جان برد تاب
روی دل افروز موی دل آویز
ای قبله رویت بهشتم
عشق تو باشد سرنوشتم
عمر اگر به عشق و مستی گذرد
به که چون جهان پرستان
به خود پرستی گذرد
سر کن از طرب بانگ مستی
ای خوشا می و می پرستی
ما و مستی از ملک هستی
ای خوشا می و می پرستی
(رهی معیری)