آموزش کلاس آنلاین پادکست تماس
آواز بعدی
آواز قبلی

آواز امروز

ماهور - ۷ - دلکش

mp3   real
دسته بندی آوازها








بر اساس مایه و مقام
شعر آواز

دلم از نرگس بیمار تو بیمار تر است .... چاره کن درد کسی کز همه ناچار تر است
من بدین طالع سرگشته چه خواهم کردن ... که ز مژگان سیاه تو نگون سار تر است
گر تواش وعده دیدار ندادی امشب ... پس چرا دیده من از همه خونبار تر است
هر گرفتار که در بند تو می نالد زار ... می برد حسرت مرغی که گرفتارتر است

(فروغی بسطامی)

موسیقی آواز

گوشه دلکش بر اساس ردیف استاد کریمی در ماهور "فا" که قبلا قول داده بودم کامل آن را بخوانم. نسخه کوتاه تر آن را همراه با ساز می توانید از اینجا بشنوید.

این آواز را به سبک اصفهان خوانده ام ، با ادای پر تاکید صامتها و با تحریرهای محکم که از ویژگیهای این سبک است. گفتنی است که به نظر من آنچه سبک های آوازی تبریز و اصفهان و تهران را از هم جدا می کند محتوای موسیقایی آنها نیست بلکه نحوه تلفظ حروف ، شکل تحریر ها و مخرج صدا در آنهاست.

آوانویسی آوز از مرحوم دکتر محمد تقی مسعودیه. تصویر برداری شده از کتاب ردیف آوازی استاد کریمی ، انتشارات سروش.


قسمتهای قرمز شده را برای بهتر شدن آواز ، نخوانده ام.

حرف و سخن

نگاهی متفاوت به هنر

هنر هم مانند عشق از آن چیزهایی است که هر کسی به گونه خاص خود آن را می فهمد و نیز مانند عشق ، نوعی تقدس و احترام یدک می کشد ، و در عین حال در چشم غالب مردم مسحور کننده و اسرار آمیز است و از این رو به صاحبان آن به چشم دیگری نگاه می شود.

اینکه هنر در واقع چیست سوالی است که همه صاحبان اندیشه به آن پرداخته اند و جوابی برای آن یافته اند. اما خوب است که هر فرد انسانی اگر چه فیلسوف هم نباشد و متخصص علوم انسانی هم نباشد برای هنر تعریفی داشته باشد ، همانگونه که خوب است برای عشق ، خدا ، انسان و اخلاق هم تعریفی داشته باشد تا هرگز دچار توهم نشود و زمام اندیشه از دستش رها نگردد که آدمی سخت مهیاست برای در افتادن به گرداب توهم.

من هم به عنوان یک فرد انسانی ، از هنر ، تعریف و تلقی خودم را دارم و اینجا برایتان میگویم تا هم به مدد نقد و نظرات شما نقاط ضعف آن آشکار شود و هم وفای به عهدی باشد که قبلا کرده بودم که از روشنی ها بگویم.

هنر به اعتقاد من گونه ای فن است که هنر مند با استفاده از آن در مخاطب خود احساسی خاص بر می انگیزد. احساسی از جنس شادی یا غم ، آرامش یا بی قراری ، ترس یا جسارت ، زیبایی یا زشتی ، لذت یا رنج ، و یا حس شگفتی. اگر فنی هیچ کدام از این احساس ها را منتقل نکند مطمئنا هنر نیست. فنون موسیقی ، معماری ، آشپزی ، تئاتر ، شعر ، نویسندگی ، سخنوری ، نقاشی ، مجسمه سازی و همه فنون دیگر که چنین مقصودی را دنبال می کنند ، در مقوله هنر جای می گیرند. پر پیداست که مثلا اگر فن نویسندگی برای توضیح یک پدیده علمی به کار رود و در پی انتقال احساسی مشخص به مخاطب نباشد ، از جنس هنر نخواهد بود. اما اگر همین مقاله علمی به غیر از توضیح آن پدیده ، بخواهد حس دیگری مثلا از جنس زیبایی گفتار را به خواننده اش منتقل کند ، نوشته هنری هم تلقی خواهد شد. اگر فوتبالیستی فقط در پی زدن گل باشد الزاما فن او از جنس هنر نیست ، اما اگر در پی آن باشد که نحوه گل زدن او احساسی در بیننده ایجاد کند کار او قطعا یک کار هنری است.

بنابراین آن چیزی که فن را هنر می کند آن رابطه ایست که با مشتری برقرار می کند. اگر آن فن ، به نیت بر برقرار کردن رابطه ای با مخاطب ، اثری خلق کند از جنس هنر است ، وگرنه فنی خالص است مثل همه فنون مهندسی و پزشکی که بیشتر در پی حل مسئله هستند تا ایجاد رابطه با افراد انسانی.

با پذیرفتن این تعریف برای هنر در می یابیم که همه ابنای بشر به گونه ای صاحب هنر هستند چون همه مجهز به فنی برای اثر گذاشتن روی سایرین هستند و به ندرت می توان کسی را پیدا کرد که از داشتن چنین فنی محروم باشد. اما آن چیزی که عده ای از صاحبان هنر را بر تارک می نشاند ماهیت کاری که می کنند نیست ، بلکه میزان موفقیت آنها در اثر گذاری روی آدمها چه از نظر شدت و چه از نظر گستردگی است. نوازنده ای که در یک مجلس عروسی عده ای را به رقص و طرب می کشاند همان هنری را دارد که فلان گروه موسیقی که نسخه کارشان را میلیونها نفر می بینند و می شنوند ، فرقشان در تعداد مخاطب است و شاید اثری که می گذارند.

اینکه چه عواملی باعث می شود هنرمندی بدان مقام دست پیدا کند خود شایسته بحث است . ولی قدر مسلم صرفا به خاطر توانایی هنری آنها نیست. بسیار خوانندگانی را می شناسم که به مراتب از کسانی که شهرتشان عالمگیر است بهتر و زیباتر آواز می خوانند ولی به دلایل حاشیه ای سکه شهرت به نامشان نخورده است.

نمی دانم با تعریفی که از هنر به دست دادم ، منظورم که همانا تقدس زدایی از هنر است را برآورده ام یا نه؟ پیش تر هم از عشق ، تقدس زدایی کرده بودم و در آینده هم از چیزهای دیگر خواهم کرد. آنهایی که از این کار من خوششان نمی آید نمی دانند چه لذتی دارد زندگی بدون چیزهای مقدس. چیزهایی که نمی توانند فراتر از انسان بنشینند و او را مسحور و محصور کنند. حالا که بحث هنر است ، فقط به شماره آدمهایی که محو و دلباخته هنرمندان رنگانگ هستند بیاندیشید. این کسان خود را در مرتبه ای فروتر از مرتبه صاحبان هنر می نشانند ، چون هنر را فراتر از خود می دانند و از این رو فریفته آنند. حال آنکه هنر چیزی نیست جز فن بیان یک احساس. بقیه اش شهرت است و قدرت و ثروت که به آن افزوده شده است تا آدم را تسخیر کند، و خوشا به حال آنان که آن احساس را از صاحب هنر می گیرند و مُسخٌر آن نمیشوند.

راستی نظر شما در این مورد چیست؟ اگر تعریف خصوصی از هنر دارید ، با ما در تالار گفتگو در میان بگذارید.

(راستی برای جلوگیری از بیشمار پیغامهای مزاحم در تالار گفتگو مجبور شدم امکان پاسخ گویی را فقط به بیننده های رجیستر شده بدهم. بنابراین اگر می خواهید نظرتان را بنویسید ، زحمت رجیستر کردن را متقبل شوید. ممنونم.)

رده: دستگاه ماهور . ماهور . 
۱۷ مهر ۱۳۸۵     October 9, 2006
آواز بعدی   آواز قبلی
نظر شما (۱۰)
بلاگ رولینگ در دسترس نیست
اگر مایلید از بروز شدن این وبلاگ با ایمیل مطلع شوید، آدرس ایمیلتان را در زیر بنویسید و دکمه ثبت نام را بزنید.