شعر آواز
آن نگاه گرم تو آن نگاه گرم تو جام شرابه اما سرابه
زندگی بی چشم تو زندگی بی چشم تو رنج و عذابه رنج و عذابه
آه من ترسم شبی آه من ترسم شبی دامنت بگيره دامنت بگيره
با دلم بازی مکن عاشق و اسيره ترسم بميره
یک شب از روی صفا یک شب از روی صفا ای بلای دلها درد من دوا کن
یا وفا کن با دلم یا وفا کن با دلم یا مرا رها کن یا مرا رها کن
مي شکنی شيشه دلم مي شکنی شيشه دلم قدرشو ندونی قدرشو ندونی
مهربونی با همه با من و دل من نامهربونی
زندگی بی چشم تو رنج و عذابه رنج و عذابه
(هما میر افشار)