برای مشاهده نت آواز کلیک کنید."; echo $outstr; } ?>
آموزش کلاس آنلاین پادکست تماس
آواز بعدی
'; $some = 1; ?> آواز بعدی
'; } ?> آواز قبلی
'; $some = 1; ?> آواز قبلی
'; } ?>
آواز امروز

آوازی در ماهور و تصنیف عشق تو

mp3   real
شعر آواز

بيا، گناه ندارد به هم نگاه کنيم ... و تازه، داشته باشد، بيا گناه کنيم
نگاه و بوسه و لبخند اگر گناه بوَد ... بيا که نامه اعمال خود سياه کنيم
بيا به نيم نگاهی و خنده ای و لبی ... تمام آخرت خويش را تباه کنيم
نگاه، نقطه آغاز عا شقيست، بيا ... که شايد از سر اين نقطه عزم راه کنيم
اگر بخاطر هم عاشقانه برخيزيم ... نمی رسيم به جايی که اشتباه کنيم
برای سرخوشی لحظه هات هم که شده است ... بيا، گناه ندارد به هم نگاه کنيم

(گزیده شعری از لاله ایرانی بر گرفته از وبلاگ حرف های همسایه)

-----------------

عشق تو آتش جانا ، عشق تو آتش جانا ، زد بر دل من
بر باد غم داد آخر ، بر باد غم داد آخر آب و گل من
روي تو چون ديده دل ، روي تو چون ديده دل ، بهتر زليلي
روي تو چون ديده دل ، روي تو چون ديده دل ، بهتر زليلي
شد بند زنجير دام ، شد بند زنجير دام ، مجنون دل من
شد بند زنجير دام ، شد بند زنجير دام ، مجنون دل من
وصل تو مشكل مشكل ، وصل تو مشكل مشكل ، جان دادن آسان
يارب كن آسان آسان ، يارب كن آسان آسان ، اين مشكل من
وصل تو مشكل مشكل ، وصل تو مشكل مشكل ، جان دادن آسان
يارب كن آسان آسان ، يارب كن آسان آسان ، اين مشكل من

يارب كن آسان آسان ، يارب كن آسان آسان ، اين مشكل من
يارب كن آسان آسان ، يارب كن آسان آسان ، اين مشكل من

(ملک الشعرای بهار؟ یا ادیب قمی؟)

موسیقی آواز

آواز ماهور ، بداهه خوانی ( ماهور لا بمل):

بیت اول: درآمد

بیت دوم: گشایش

بیت سوم: داد

بیت چهارم: گوشه خاصی از آب درآمده نامی برای آن نمی دانم.

بیت پنجم: در ردیف آوازی نام خاصی برایش نمی دانم ولی در ردیف سازی به زیرافکن نزدیکتر است

بیت ششم: گشایش و فرود

----------

تصنیف ماهور ساخته جهانگیر مراد. اجرای من با مترونوم ۵۱ در ماهور لابمل.

نوت آن را که در ماهور دو نوشته شده است ، از کتاب "خزان عشق ۲" گردآوری "مهرداد ترابی " تصویر برداری کرده ام.


حرف و سخن

پارادوکس دل بستن

شاید گرفتاریها و دل مشغولی های روزمره به ما اجازه ندهد به این موضوع فکر کنیم که همه بستگی هایمان روزی پاره خواهد شد. عزیزترین ها را از دست خواهیم داد ،رابطه هامان گسسته می شود ، مال و منال از کفمان میرود ، جوانی و سلامتی از ما ستانده می شود ، و اگر ته کار هم چیزی بماند جناب مرگ آن را خواهد ستاند و هر چه رشته سالم باقیمانده را خواهد گسست.

حالا هر چه در این میان دلبستگی ما بیشتر باشد رنج دل کندنمان هم سهمگین تر خواهد بود. وابستگی ، نردبانی است که هر چه از آن بالاتر می رویم ، موقع افتادن ، به قول مولانا استخوانمان سخت تر می شکند.

مشکل اینجاست که اگر دل ببندیم ، آن کنده شدن های ناگزیر ، دردهای سنگین تری به جانمان خواهد انداخت. اگر دل نبندیم ، زندگیمان ملال آور می شود ، که آن هم خود درد سهمگین و بزرگی است.

میزان دل بستن کدام است؟ نقطه تعادل کجاست؟ راه میانه چگونه است؟ شما با این قضیه چگونه کنار آمده اید؟

منتظر شنیدن نظرات گرانبهایتان در تالار گفتگو هستیم.

رده: ساخته های دیگران . ماهور . 
    April 12, 2006
آواز بعدی'; $some = 1; ?> آواز بعدی'; } ?>   آواز قبلی'; $some = 1; ?> آواز قبلی'; } ?>
نظر شما ()
اگر مایلید از بروز شدن این وبلاگ با ایمیل مطلع شوید، آدرس ایمیلتان را در زیر بنویسید و دکمه ثبت نام را بزنید.