شعر آواز
بيا، گناه ندارد به هم نگاه کنيم ... و تازه، داشته باشد، بيا گناه کنيم
نگاه و بوسه و لبخند اگر گناه بوَد ... بيا که نامه اعمال خود سياه کنيم
بيا به نيم نگاهی و خنده ای و لبی ... تمام آخرت خويش را تباه کنيم
نگاه، نقطه آغاز عا شقيست، بيا ... که شايد از سر اين نقطه عزم راه کنيم
اگر بخاطر هم عاشقانه برخيزيم ... نمی رسيم به جايی که اشتباه کنيم
برای سرخوشی لحظه هات هم که شده است ... بيا، گناه ندارد به هم نگاه کنيم
(گزیده شعری از لاله ایرانی بر گرفته از وبلاگ حرف های همسایه)
-----------------
عشق تو آتش جانا ، عشق تو آتش جانا ، زد بر دل من
بر باد غم داد آخر ، بر باد غم داد آخر آب و گل من
روي تو چون ديده دل ، روي تو چون ديده دل ، بهتر زليلي
روي تو چون ديده دل ، روي تو چون ديده دل ، بهتر زليلي
شد بند زنجير دام ، شد بند زنجير دام ، مجنون دل من
شد بند زنجير دام ، شد بند زنجير دام ، مجنون دل من
وصل تو مشكل مشكل ، وصل تو مشكل مشكل ، جان دادن آسان
يارب كن آسان آسان ، يارب كن آسان آسان ، اين مشكل من
وصل تو مشكل مشكل ، وصل تو مشكل مشكل ، جان دادن آسان
يارب كن آسان آسان ، يارب كن آسان آسان ، اين مشكل من
يارب كن آسان آسان ، يارب كن آسان آسان ، اين مشكل من
يارب كن آسان آسان ، يارب كن آسان آسان ، اين مشكل من
(ملک الشعرای بهار؟ یا ادیب قمی؟)