حرف و سخن
با اجازه شما یک بار دیگر هم پارادوکس قبلی را تکرار می کنم تا سوالهای طرح شده در تالار ، جواب خود را پیدا کنند.
پارادوکس ازدواج
کم نیستند افراد مجردی که نمی خواهند ازدواج کنند و در عین حال کم نیستند آنان که می خواهند ازدواج کنند ولی همسر مناسب پیدا نمی کنند . کم نیست تعداد افراد متاهلی که پا از زندگی مشترک بیرون گذاشته یا می خواهند بگذارند ، و در عین حال کم نیست تعداد افرادی که هرگز قصد پا بیرون گذاشتن هم ندارند.
وجود این همه تنوع دال بر آن است که ازدواج ، پدیده خیلی ساده ای نیست و نشان می دهد که انسان بر خلاف بقیه جانوران ، هنوز به الگوی پایداری برای ارتباط با جنس مخالف نرسیده است. ارتباطی که معمولا یا برای بچه دار شدن است یا برای کامجویی و یا برای هر دو.
ازدواج که الگویی برای ایجاد این ارتباط است قدری پارادوکسیکال به نظر میرسد که توضیح می دهم چرا !!
واقعیت این است که زن و مرد موجودات کاملا متفاوتی هستند ، موجوداتی با جسمهای متفاوت و ذهن های متفاوت. اگر چه غریزه آنها را به هم نزدیک می کند ولی به هیچ وجه نزدیک ماندن آنها را تضمین نمی کند.
با توجه به این واقعیت ، پارادوکس ازدواج در این است که از یک سو در پی ایجاد ارتباط بین دو جنس است برای رسیدن به دو هدفی که گفتم ، که کاملا غریزی و طبیعی است ، و از سوی دیگر در پی جاوید کردن این ارتباط است که با توجه به تفاوتهای دو جنس چندان طبیعی به نظر نمی رسد.
اگر این پارادوکس را به رسمیت می شناسید ، لطفا بگویید چه راه حلی برای آن دارید ، و اگر به رسمیت نمی شناسید لطفا بگویید چرا.
وعده ما در تالار گفتگو