خودآموز آواز ایرانی کلاس آنلاین تماس
آواز بعدی
آواز قبلی


Balatarin
دسته بندی آوازها








بر اساس مایه و مقام
شعر آواز

برف می بارد ، برف می بارد ، به روی خار و خارا سنگ
کوهها خاموش ، دره ها دلتنگ ، راهها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ
بر نمی شد گر ز بام کلبه ها دودی ، یا که سوسوی چراغی گر پیامی مان نمی آورد
رد پاها گر نمی افتاد روی جاده ها لغزان
ما چه می کردیم در کولاک دل آشفته دمسرد
آنک آنک کلبه ای روشن روی تپه روبروی من
در گشودندم مهربانی ها نمودندم
زود دانستم که دور از داستان خشم برف و سوز
درکنار شعله آتش قصه می گوید برای بچه های خود عمو نوروز



گفته بودم زندگی زیباست
گفته و ناگفته ای بس نکته ها کاینجاست
آسمان باز، آفتاب زر
باغهای گل ، دشتهای بی در و پیکر
سر برون آوردن گل از درون برف
تاب نرم رقص ماهی در بلور آب
بوی خاک عطر باران خورده در کهسار
خواب گندمزارها در چشمه مهتاب
آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن
در غم انسان نشستن، پا به بای شادمانی های مردم پای کوبیدن
کارکردن، کار کردن، آرمیدن



چشم انداز بیابان های خشک و تشنه را دیدن
جرعه هایی از سبوی تازه آب پاک نوشیدن
همنفس با بلبلان کوهی آواره خواندن
در تله افتاده آهو بچگان را شیر دادن
نیمروز خستگی را در پناه دره ماندن
گاه گاهی زیر سقف این سفالین بام های مه گرفته
قصه های در هم غم را ز نم نم های باران ها شنیدن
بی تکان گهواره رنگین کمان را در کنار بام دیدن
یا شب برفی پیش آتش ها نشستن
دل به رویاهای دامن گیر و گرم شعله بستن
آری آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست
گر بیفروزیش رقص شعله اش از هر کران پیداست
ور نه خاموش است و خاموشی گناه ماست

(سیاوش کسرایی)

موسیقی آواز

بند اول:
شروع از ماژور دو ، خاتمه در ماژور فا



بند دوم:
شروع از دستگاه همایون ، همایون سل ، گوشه های شوشتری و بیداد و فرود همایون
ورود به دشتی ، دشتی ر ، خاتمه در شور سل


بند سوم:
شروع از دستگاه همایون ، همایون سل ، گوشه های شوشتری و بیداد و فرود همایون
ورود به دشتی ، دشتی ر ، خاتمه در شور سل

حرف و سخن

آری ، زندگی زیباست و برگشتن گنجی به زندگی هم زیباست. اما اگر آتشی که او برافروخت به خاموشی گراید بی تردید گناه ماست. همه ما که گنجی را متهم به صحنه سازی کردیم ، رفتار او را غیر مدنی خواندیم ، او را متهم به تکروی و تندروی کردیم ، و ما که با حداکثر بی اعتنایی به انتظار پایان ماجرا نشسته ایم ، همه در خاموش کردن شعله های این آتش سهیم هستیم.

شاید شماها هم از دست من خسته شده باشید که چرا اینقدر چسبیده ام به گنجی! کشتار مردم کردستان را ، استقرار حکومت طالبانی در ایران و احتمال حمله نظامی به ایران را رها کرده ام و یکریز در شیپور گنجی میدمم. ولی باور کنید همه اینها ریشه در جایی دارد که گنجی به خاطر آشکار کردن آن و ارائه راه حل برای آن تا پای مرگ رفته است. آنچه ما برای آزادی گنجی کرده و می کنیم نماد آن چیزی است که برای رهایی از بفیه گرفتاریها کرده و خواهیم کرد. اگر ما داد گنجی را آنسان که او می پنداشت ستانده بودیم کسی با فراغ بال بر سر آن جوان کرد آن نمی آورد و چنین بی پروا بر مردم کرد آتش نمی گشود.

گنجی ، آرش وار تیر حقیقت در کمان کلام خود گذاشت و تا منتهای جان ، آن را کشید و فرود آورد آن را در مرز تاریکی و روشنی ، و نشانمان داد که مرزهای ایرانیت و انسانیت کجا هستند.


اکنون بر ماست که آن تیر و آن مرز و آن مرد را قدر شناسیم و نگذاریم آن کمانگیر را که از کشیدن کمان جان بدر برده است ، در امنیت سکوت و نظاره و تردید ما به خاموشی مطلق بکشانند.

آیا شما ایده ای عملی و اثر گذار برای اصرار بر آزادی گنجی سراغ دارید؟

من خودم به تهیه طومارهای پارچه ای و نصب آن در دانشگاه های معتبر خارجی فکر کرده ام که خیلی زود می تواند موضوع خبری رسانه های دنیا بشود. اگر توی هر دانشگاهی دو متر پارچه امضا شود ، جمع آن به صدها متر خواهد رسید که شاید رکورد جمع آوری امضا بشود و دوباره نگاه جهان را به سوی گنجی بازگرداند. اگر شما حاضرید در دانشگاه شهرتان این کار را شروع کنید ، خبر بدهید ، با یک زمان بندی ساده آن را به انجام میرسانیم. درود بر شما!

رده: مرکب خوانی . 
۹ شهریور ۱۳۸۴     August 31, 2005
آواز بعدی   آواز قبلی
نظر شما (۲۵)
برای شنیدن آوازها به طور پیوسته ، اینجا را کلیک کنید.

وبلاگ دوستان

اگر مایلید از بروز شدن این وبلاگ با ایمیل مطلع شوید، آدرس ایمیلتان را در زیر بنویسید و دکمه ثبت نام را بزنید.