شعر آواز
بر سر آنم که گر ز دست برآید ... دست به کاری زنم که غصه سر آید
خلوت دل نیست جای صحبت اضداد ... دیو چو بیرون رود فرشته در آید
بر در ارباب بی مروت دنیا ... چند نشینی که خواجه کی به در آید
صحبت حکام ، ظلمت شب یلداست ... نور ز خورشید جوی بو که بر آید
بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر ... باغ شود سبز و سرخ گل به بر آید
(گزیده ای از غزل حافظ)