آموزش کلاس آنلاین پادکست تماس
آواز بعدی
آواز قبلی

آواز امروز

تصنیف نوع بشر

mp3   real
دسته بندی آوازها








بر اساس مایه و مقام
شعر آواز

ای نوع بشر تا کی به ابناء بشر
سودی ندهی ای نخل بی بار و ثمر
مگر ز فردا خبر نداری که جز به سر شور و شر نداری
چرا بجز حرص و آز و شهوت به سر هوای دگر نداری
ندانستی ای بی خرد در جهان قدر آدمیت
که از خلقت آدمی در طبیعت چه بوده حکمت
که غیر آزار بینوایان در آفرینش گهر نداری
بدان که جز جای پای خالی در این گذرگه اثر نداری
چه خونها که با دست تو ریخت ، چه دلها ز قهر تو گسیخت
آخر ای بوالبشر کی بد این شور و شر ز اسرار زندگی
تا به کی دسته ای صاحب سیم و زر قومی در بندگی
گرسنه گروهی به قرص جوی جان سپرند
گروهی دگر حاصل رنج آنان شمرند
ببین هزاران فقیر و مفلوک ، ملوک و مملوک ز حال هم بی خبرند
حذر کن که در روز حساب ، ندایی رسد ز اهل کتاب
کی ز پستی رسیده به وجود ، حاصل از زاد و بود تو چه بود در این دار خراب
جاهد از این معما بگذر ، آخر از این لغزها چه اثر جز طعن شیخ و شاب

(امیر جاهد)

موسیقی آواز

تصنیف اصفهان ، موسیقی از علی اکبر خان شهنازی.
نوت آن را از اینجا دریافت کنید.

حرف و سخن

در این تصنیف ، سراینده نوع بشر را مخاطب قرار می دهد که چرا نسبت به نوع بشر بی اعتناست .این به نظر من حاوی تناقضی است : چگونه می شود موجوداتی از یک نوع اینچنین دو پاره باشند که بخشی از آنان چنین مردم آزار از آب در بیاید که شاعر می گوید و بخشی دیگر چنان مردم دار چنان که شاعر می خواهد. این تناقض ، ریشه در یک حقیقت اساسی انسانی دارد و آن غیر همنوع بودن آدمهاست! آدمیزاد بر خلاف دیگر جانوران از نظر نوعی همگن نیست ، چنانکه طیف گسترده ای از موجوداتی را در بر می گیرد که کمترین شباهتی به هم ندارند. شاید یکی از دلایل اینکه مصلحان و پاکان و پیامبران هیچگاه نتوانسته اند به نتیجه دلخواه خود برسند این بوده که همواره فرض کرده اند آدمهااز یک قبیله اند و همه را می شود به یک چیز خواند و به یک سو راند. فرضیه ای که نادرستی آن در عمل به اثبات رسیده است. سراینده تصنیف بالا هم بعد از کلی بد و بیراه گفتن به نوع بشر و نصیحت کردن آن آخر به این نتیجه میرسد که این پندها همه بی فایده است ، که البته به نظر من هم تا حدی همین طور است. شما فقط تصور کنید حجم نصیحت هایی که حاکمان جور از خیرخواهان جامعه خود و دیگران دریافت می کنند و باز بر سرشت خبیثانه خود پا می فشارند و همان می کنند که می خواهند . همان طوری که قبلا هم گفتم ، تنها راه کاهش تنش های بین آدمها ، و رسیدن به ارزش های خاصی که هر کس در پی آن است ، کوچک کردن و هم جنس کردن جوامع انسانی است و گرنه باید عمر خود را در همراه کردن کسانی صرف کنیم که اصلا استعداد و توانایی آن را ندارند و اگر هم به اقتضای زمانه ، خودشان را همراه کردند ، بعد از چندی به سرشت اصلی خود باز می گردند و شما را از درون می پوسانند. خلاصه اگر شما هم مثل من هنوز در پی تحقق معیارهای خاص خودتان هستید ، به شکل دادن یک جامعه آرمانی کوچک بیاندیشید و برنامه ریزی کنید ، شاید روزی به آن دست بیابید. البته امروز در برابر آنچه به نظرمان ناروا می آید ساکت و بی تفاوت نمی نشینیم ، و تصنیفها و سروده های اینچنینی را مکرر در مکرر می خوانیم . اگر بر روح کسی اثر گذاشت که زهی سعادت ما وگرنه حداقل سودی که برای ما دارد این است که همجنسان خود را می شناسیم.

رده: بیات اصفهان . ساخته های دیگران . 
۴ بهمن ۱۳۸۳     January 23, 2005
آواز بعدی   آواز قبلی
نظر شما (۹)
بلاگ رولینگ در دسترس نیست
اگر مایلید از بروز شدن این وبلاگ با ایمیل مطلع شوید، آدرس ایمیلتان را در زیر بنویسید و دکمه ثبت نام را بزنید.