حرف و سخن
این روزها همه از دست چرخ روزگار در حیرت و شکایت اند که چگونه هنوز سالی از زلزله خانمان سوز بم نگذشته میلیون ها انسان دیگر را به دامان مصیبت و بلا کشانید. گفتم شاید قدری بد و بیراه گفتن به او دل من و بعضی شما ها را خنک کند.
البته در دل این سرزنش چرخ نکته ای نیز نهفته است: اینکه به خودمان یادآوری کنیم که در آغوش دایه ای مهربان نیستیم و اگر خودمان با خودمان مهربان نباشیم کسی در این جهان برای ما دل نمی سوزاند. اگر شک دارید خودتان را جای آن کودک بمی بگذارید که پارسال همین موقع زیر دیوار گلی ساعتها زنده بود و امید نجات داشت ولی آنقدر خاک و خون خورد تا خودش و امیدش هر دو تمام شدند و یا آن کودک سریلانکایی که در دست امواج هیولای دریا میان زمین و آسمان ضجه می کشید و فریاد رسی می خواست و نبود.