شعر آواز
خار بدرودن به مژگان خاره فرسودن به دست... سنگ خاییدن به دندان کوه ببریدن به چنگ
لعب با دنبال عقرب بوسه بر دندان مار ... پنجه با چنگال ضیغم غوص در کام نهنگ
از سر پستان شیر شرزه دوشیدن حلیب ... وز بن دندان مار گرزه نوشیدن شرنگ
تشنه کام و پا برهنه در تموز و سنگلاخ ... ره بریدن بی عصا فرسنگ ها با پای لنگ
نقش ها بستن شگرف از کلک مه بر آب تند ... نقب ها کردن پدید از خار تر در خاره سنگ
روزگار رفته را برگردن افکندن کمند ... عمر باقیمانده را بر پا نهادن پالهنگ
صد ره آسان تر بود بر من که در بزم لئام ... باده نوشم سرخ و زرد و جامه پوشم رنگ رنگ
چرخ گرد از هستی من گر بر آرد گو بر آر ..دور بادا دور از دامان نامم گرد ننگ
(هاتف اصفهانی)