شعر آواز
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من ... وین حرف معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو ... گر پرده بر افتد نه تو مانی و نه من
آنان که محیط فضل و آداب شدند .... در بزم کمال شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک نبردند برون ... گفتند فسانه ای و در خواب شدند
(خیام)